کاش من هم به لطف مذهب نور...

کاش من هم به لطف مذهب نور

تا مقام حضور می‌رفتم

کاش مانند یار صادقتان

بی‌امان در تنور می‌رفتم...

 

روز و شب را رقم بزن، آخر

ماه و خورشید در مُرکب توست

ملک لاهوت را مراد تویی

آسمان‌ها مرید مذهب توست

 

قصه تکرار می‌شود، یعنی

باز هم در مدینه عاشق نیست

کوچه در کوچه شهر را گشتم

هیچ‌کس با امام، صادق نیست

 

خواب دیدم که پشت پنجره‌ها

روبروی بقیع گریانم

پابه‌پای کبوتران حرم

در پی آن مزار پنهانم

 

گریه در گریه، با خودم گفتم

جان افلاک پشت پنجره‌هاست

آی مردم تمام هستی ما

در همین خاک، پشت پنچره‌هاست

«سید حمیدرضا برقعی»

«اللهمّ عجّل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا مِن خیر انصاره و اعوانه»

به امید آن که همه‌ی ما جزء یارانِ صادق امام زمانمان باشیم.

/ 1 نظر / 19 بازدید