تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩۳

امیر بی قرینه کِی میایی

سحرخیز مدینه کِی میایی

عزیزم مادرت چشم انتظاره

شفای زخم سینه کِی میایی...

«یاربّ الزهرا بحق الزهرا إشف صدر الزهرا بظهور الحجه»


برچسب‌ها: شعرمهدوی, امام زمان وفاطمیه, انتظار, امیر بی قرینه


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه ٢ اسفند ۱۳٩۳

چشم دوخته‌ایم

به پیشواز سپیده‌ای

که خورشید از مغرب می‌دمد

آن گاهی که آبی آسمان

به سرخی می‌گراید

و بانگی در سرتاسر زمین

به گوش می‌رسد

که نوید می‌دهد

ظهور موعودی را که

قرن‌ها و قرن‌ها

با چشمان نمناک و استخوان‌های شکسته

انتظارش را می‌کشیدیم

قامت برافراشته چون کوه

نستوه و استوار

تکیه بر دیوار کعبه

ایستاده و می‌گوید

«بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَّکُمْ»

قائم این‌گونه قیام می‌کند به قسط

و آتش می‌افکند

بر خرمن ستم

در ساعتی که زمان می‌ایستد

و سیاهکاران از هراس

از یاد می‌برند خندیدن را

آن روز، روز کتاب و میزان

آن روز، روز دادخواهی مظلومان است

آن روز ا‌ز نو گشوده می‌شود

صحیفه عدالت و اوست آن‌که می‌آید

تا حق را به وارثان زمین بسپارد

در فجری که پایان تیرگی‌هاست

آن‌گاه که چنگ زند

بر دل‌های دجالان اضطراب

چشم دوخته‌ایم

به پیشواز لحظه‌ی موعود

آه، ای طلوع مقدس

ای صبح صادق رهایی

ای حجت هماره‌ی عشق ظهور کن...

کامران شرفشاهی


برچسب‌ها: شعرمهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۳

بهانۀ بودن

 آقا ! من شما را نمی خواهم که بیایی و دنیایم را آباد کنی .

من می خواهم شما باشی تا بهانه ای برای بودنم داشته باشم .

اگر شما نبودی ، بهشت هم که پا به دنیا می گذاشت ، باز هم دنیا جهنمی سوزان و سیاه بود .

من وجود شما را برای خودم این گونه ثابت کرده ام :

چون دوست دارم زنده بمانم ، پس او هست که من شوق ماندن دارم

و هیچ دلیلی بیش این به دلم نمی نشیند .

 آخرین امید، دنیای شیرین من، مولای غریبم، بهانه ی بودنم، نبودنت؛ بزرگترین بلای عالم است..الهی عظم البلاء....

التماس دعای فرج


برچسب‌ها: شعرمهدوی, بهانه ی بودن, امام زمان, دلنوشته مهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ٧ آبان ۱۳٩۳

امام صادق(ع): «هنگامی که بنی‌اسرائیل از ظلم فرعونیان به تنگ آمدند 40 روز به درگاه خدا التماس کردند که منجی آن‌ها را برساند که بعد از این مدت، 170 سال منجی آن‌ها زودتر ظهور کرد اگر امت اسلامی همچنین کنند خدا مهدی ما می‌رساند.»(برگرفته از کمال‌الدین، ج1، ص145)

قابل توجه عاشقان و منتظران حقیقی امام عصر؛ حضرت مهدی موعود(عج) طرح قرائت جمعی دعای مضطرانه فرج و سلامتی امام زمان(عج)(الهی عظم البلاء و اللهم کن لولیک) تا 40 روز، هر روز ساعت 12 ظهر.

باشد که خدا به حرمت ایام عزاداری سرور و سالار شهیدان؛ حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) در فرج منتقم خون مظلوم کربلا تعجیل فرماید.

لازم به ذکر است منتظران ظهور می‌توانند از زمانی که این اطلاعیه به دستشان رسید چلّه خود را آغاز کنند.

«اللهمّ صل علی محمد و آل محمّد و عجّل فرجهم»


برچسب‌ها: شعرمهدوی, انتظار, فراخوان, فرهنگسرای تخصصی امام مهدی بزد


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩۳

این جمعه هم گذشت و تو اما نیامدی

پایان سبز قصه دنیا نیامدی

مانده‌ست دل اسیر هزاران سوال تلخ

ای پاسخ هر آنچه معما نیامدی

کِز کرده‌اند پنجره‌ها در غبار خویش

ای آفتاب روشن فردا نیامدی

افسرده دل به دامن تفتیده کویر

ای روح آسمانی دریا نیامدی

ای حس پاک گمشده روح روزگار

زیباترین بهانه دنیا نیامدی

ای از تبار آیینه‌ها ای حضور سبز

ای آخرین ذخیره طاها نیامدی

این جمعه هم گذشت و غزل ناتمام ماند

این است قسمت دل من، تا نیامدی

حسن یعقوبی


برچسب‌ها: شعرمهدوی, امام زمان, انتظار, جمعه


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩۳

همسایه‌ی قدیمی دل‌های ما سلام

ای عابر غریبه‌ی این کوچه‌ها سلام

وقتی عبور می‌کنی این بار چندم است

من دید‌ه‌ام تو را و نگفتم تو را سلام

شاید تویی همان که سر کوچه زودتر

گفتی برای بار هزارم به ما سلام

دیدم به روی سنگ مزاری نوشته بود

من را که کشت؟ داغ تو آقا بیا سلام

بر حمد و بر قیام و رکوع و سجود تو

بر قامت و قیامت بی‌انتها سلام

بر جلوه‌ی قنوت و سلام و تشهدت

وقت اذان به «أشهد و ان لا اله» سلام

احساس می‌کنم که تو خوشحال می‌شوی

تا می‌کنم به جانب کرببلا سلام

«یاربّ الحسین بحق الحسین إشف صدرالحسین بظهورالحجه»


برچسب‌ها: شعرمهدوی, انتظار, سلام, همسایه قدیمی دلهای ما سلام


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه ۸ شهریور ۱۳٩۳

مرا ببخش نگشتم چنان که می‌خواهی

به پات جان نسپردم ز فرط خودخواهی

همیشه عهد شکستن ز سمت من بوده

مرا ببخش که سوگند خورده‌ام گاهی

تمام عمر فقط ادعا، که یار توام

ولی دریغ چه گویم، خودت که آگاهی

عزیز کشور جانی و یوسف دنیا

ولی دریغ که ماه نشسته در چاهی

و باز پرسش آخر، جواب معلوم است

"عزیز فاطمه آیا بُود سویت راهی"

علی لواسانی


برچسب‌ها: شعرمهدوی, امام زمان, انتظار, عزیز فاطمه


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : پنجشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩۳

چه وقت‌ها که برایت دعا نکرده دلم

چه نذرها که برای شما نکرده دلم

 

چقدر نام مرا در نوافلت بردی

ولی به هیج کدام اعتنا نکرده دلم

 

عجیب نیست دلم را گناه پر کرده است

دری به سمت مناجات وا نکرده دلم

 

مسافر سحر جاده‌های سجاده

بگیر دست مرا تا خدا نکرده دلم

 

نیفتد از قلم رو به آسمانی‌ها

به جرم کفش سلوکی که پا نکرده دلم

 

درست یاد ندارم که چندمین روز است

که حق چشم خودم را ادا نکرده دلم

علی‌اکبر لطیفیان

 


برچسب‌ها: شعرمهدوی, شعر امام زمان, مسافر سحر, علی اکبر لطیفیان


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : پنجشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩۳

دل را ز بی‌خودی سر از خود رمیدن است

جان را هوای از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست که سر داده‌ام فغان

بانگ جرس ز شوق به منزل رسیدن است

دستم نمی‌رسد که دل از سینه برکنم

باری علاج شکر گریبان دریدن است

شامم سیه‌تر است ز گیسوی سرکشت

خورشید من برآی که وقت دمیدن است

سوی تو این خلاصه گلزار زندگی

مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است

بگرفت آب و رنگ ز فیض حضور تو

هر گل در این چمن که سزاوار دیدن است

«امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی)»


برچسب‌ها: شعرمهدوی, امام زمان, انتظار, شعر امام زمان


ارسال توسط هم عهدان منتظر

اگر چه تو طبیبی و دوا درست می کنی
کمی برای خیر ما بلا درست می کنی

از این طرف همیشه بارها خراب می کنم
از آن طرف همیشه بارها درست می کنی

اگر چه من خجل شدم، اگر چه سنگ دل شدم
تو از وجود سنگ هم طلا درست می کنی

من از گناه خسته ام، از اشتباه خسته ام
به جان مادرت بگو مرا درست می کنی؟!

گدای آستانه ات شدن به دست ما نبود
تو با کریمی خودت گدا درست می کنی

کنار تو غریبه های شهر نیز راحتند
تویی که از غریبه، آشنا درست می کنی

اگر بناست بعد از این مرا خراب تر کنی
از اول این خراب را چرا درست می کنی؟!

از این دلی که سال هاست بندگی نکرده است
فقط تویی که بنده ی خدا درست می کنی

تو یک غروب می رسی و گنبد بقیع را
شبیه گنبد امام رضا درست می کنی

 

علی اکبر لطیفیان


برچسب‌ها: من از گناه خسته ام، از اشتباه خسته ام به جان مادرت, علی اکبر لطیفیان, تو یک غروب می رسی و گنبد بقیع را, شعرمهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٢

 

حرف هجران شده بسیار بهم ریخته ام
باز از دورى دلدار بهم ریخته ام
کاش اى کاش فقط نیمه نگاهى مى کرد
به منِ عاشقِ بیمار و بهم ریخته ام
به گمانم پسر فاطمه با من قهر است
نشدم لایق دیدار، بهم ریخته ام
کار دستم دهد این بارِ گناهانى که
روى هم گشته تلمبار، بهم ریخته ام
با همه بار گناهى که به گردن دارم
مثل حُر آمدم، این بار بهم ریخته ام
دگر از دست خودم خسته شدم از بس که
شده ام مایه ى آزار، بهم ریخته ام
من گنه مى کنم و دائماً او مى بخشد
من که از این همه تکرار بهم ریخته ام
مرد صابونى ام و میل به دنیا دارم
اصلاً انگار نه انگار بهم ریخته ام
فتنه معلوم کند که چه کسى پاکار است
نیستم عاشق پاکار، بهم ریخته ام
منه آلوده فقط لاف زدن را بلدم
این چنین مى کنم اظهار، بهم ریخته ام
یک نفر یار ندارد، چقدر مظلوم است
از چنین وضع أسف بار، بهم ریخته ام
شده آیا که به اندازه ى یک دفعه عطش
در پى اش باشم و یکبار بهم ریخته ام

 


برچسب‌ها: به گمانم پسر فاطمه با من قهر است, حرف هجران شده بسیار بهم ریخته ام, شعرمهدوی, شده آیا که به اندازه ى یک دفعه عطش


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٢

«گر نیایی فقیر می میرم»

مثل دنیا حقیر می میرم

چون کبوتر که در قفس حبس است

تک و تنها اسیر می میرم

ای شکوه ترنم باران

در فراقت کویر می میرم

توی شهر دلم زمین لرزه است

زیر آوار پیر می میرم

بی تو زجرآور است جان کندن!

وای بر من؛ چه دیر می میرم!

تو بیا، می خورم قسم به خدا

چون بگویی بمیر، می میرم

«مهدیا» ای تمام هستی من

گر نیایی فقیر می میرم

 

فاطمه معین زاده



برچسب‌ها: «گر نیایی فقیر می میرم», «مهدیا» ای تمام هستی من, فاطمه معین زاده, شعرمهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٢

پیش مادر(س)...

سر بالا... سر به پائین می اندازم

 

قبل روضه...

چشم ها را ،..کف کوچه...زمین می اندازم

 

با حسن(ع)...

مدتی است ساکت تر، میشود بی زبانی دیوار

 

"میخ در"

و اندکی جگرم! ... توی تشت مسین می اندازم...

 

بعد از این؛

داستان تشت طلاست...

 

(سلمان)

 

 

 

برچسب‌ها: با حسن(ع) مدتی است ساکت تر، میشود بی زبانی دیو, امام حسن, شعرمهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ۱ دی ۱۳٩٢

یک شب بیا ستاره بریزم به پای تو

ای آفتاب من همه چیزم فدای تو

یک شب بیا به ما برسد ای اذان صبح

از پشت بام مسجد کوفه صدای تو

ما مدتی است خانه تکانی نکرده ایم

شرمنده ایم در دل ما نیست جای تو

غیر از همین دو قطره اشکی که مانده بود

چیزی نداشتم که بیارم برای تو 

از روزهای هفته سه شنبه برای من

شبهای پنجشنبه و جمعه برای تو

روزی به خاطر سفر جمکران من

روزی به خاطر سفر کربلای تو


 


برچسب‌ها: روزی به خاطر سفر جمکران من, روزی به خاطر سفر کربلای تو, شبهای پنجشنبه و جمعه برای تو, شعرمهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر

آقا سلام گرچه بلند است جایتان 

می خواهم از زمین بنویسم برایتان

یک نامه حاوی همه حرف های راست
یک نامه از کسی که کمی عاشق شماست

یک نامه از بلندی انسان که پست شد 
یک نامه از کسی که دچار شکست شد

این نامه مدح نیست فقط شرح ماتم است
یک ذره از هزار نوشتم اگر کم است

بعد از شما غبار به آیینه ها نشست
شیطان دوباره آمد و جای خدا نشست

 

 

 

 


برچسب‌ها: آقا سلام گرچه بلند است جایتان می خواهم از زمین بن, شعرمهدوی, اما هنوز تشنه نام محمد است, "سید مهدی موسوی"


ادامه مطلب...
ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٢

 

آقا اجازه!
دست خودم نیست خسته‌ام!
در درس عشق
من صف آخر نشسته‌ام!
یعنی نمی‌شود که ببینم سحر رسید؟
درس غریبِ غیبت کبرا به سر رسید.
آقا اجازه!
بغض، گرفته گلویمان؛
آنقدر رد شدیم که رفت آبرویمان
استاد عشق!
صاحب علم!
گل بهشت!
باید که مشق نام تو را تا ابد نوشت!


برچسب‌ها: باید که مشق نام تو را تا ابد نوشت!, آقا اجازه! دست خودم نیست خسته‌ام!, دلنوشته مهدوی, شعرمهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٢

هرکجایادخدابود،تورایادم هست؛

هرکجایی که خدابود،مرایادآور...

 


برچسب‌ها: هرکجایادخدابود،تورایادم هست؛, دلنوشته مهدوی, شعرمهدوی, امام زمان


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٢

ترسم که شعر سنگ مزار من این شود........

او هم جمال یوسف زهرا ندید و رفت


اللهم عجل لولیک الفرج

 


برچسب‌ها: او هم جمال یوسف زهرا ندید و رفت, شعرمهدوی, دلنوشته مهدوی, به انتظار ننشینیم


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ٥ آبان ۱۳٩٢

آقا جان ! مولاے من 


مے گویند پاییز خاک سرد است 

اما چگونه است که این قلب پر درد سرد نمے شود ؟

چرا غم سنگین نبودنت کم نمے شود ؟

چرا زخم هاے دلم خوب نمے شود ؟

آقا جان ... تابستان گذشت !!!

حکایت مردانے که ازعدالت حرف می زنند وسیلے می خورند،
همچنان باقی است....

وقدم نامردانی که درمعرکه فتنه،پشت به امام خود مے کنند،
درزمین کماکان پایدار است...

اما دل هاے مستمند وچشم هاے مسکین،همچنان
 
به نورامید توزنده اندوبه وعده حقیقے خدایے که ولی اش را
خواهد فرستاد وزمین را به صاحبانش بازخواهد ستاند....


برچسب‌ها: مے گویند پاییز خاک سرد است, چرا غم سنگین نبودنت کم نمے شود ؟, آقا جان تابستان گذشت !!!, شعرمهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٢

تا کی برای دیدن رویت دعا کنم؟

تا کی دو دست خویش به سوی خدا کنم؟

 

در پیشگاه قدس تو از خاک کمترم

بگذار خاک پای تو را توتیا کنم

 

امّید زندگانی من ، مهدی عزیز!

من آمدم به درگه تو التجا کنم

 

با این زبان الکن و این طبع نارسا

هر جا روم برای ظهورت دعا کنم

 

جبریل مفتخر به گدایی کوی توست

لایق نیَم گدای تو خود را صدا کنم

 

با نامه ای سیاه به درگاهت آمدم

شاید تو را ز آمدن خود رضاکنم


برچسب‌ها: تا کی برای دیدن رویت دعا کنم؟, امّید زندگانی من ، مهدی عزیز!, امام زمان, شعرمهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٢

 

از دست چشم های تو، بین دو راهی ام

محکوم تا همیشه ی خواهی نخواهی ام

یک چشم می فروشد و یک چشم می خرد

از دست چشم های تو، بین دوراهی ام

با شعله های نرگس تو، دود می شوم

مولود مرگ هستم و اسفند ماهی ام

طوفان رهین دولت خانه بدوشی است

هستی گرفته از پی بی سرپناهیم

تا طفل اشک آمد و بر دامنم نشست

مهتاب شد به دامن شب روسیاهی ام

در دادگاه عشق به شاهد نیاز نیست

ثابت شده بخاطر تو بی گناهی ام

از پای درس مکتب چشم تو آمدم

این پاره پاره دل، دل خونین گواهی ام

در خیمه نگاه تو آتش گرفته ام

من روضه خوان چشم توام!... قتلگاهی ام!

در موج اشک غرق شدم تا بجویمش

در حیرت از تلظّی آن بچه ماهی ام

در چشم من تمام زمین بارگاه تست

من هر کجا روم، بحضور تو راهی ام


برچسب‌ها: با شعله های نرگس, من هر کجا روم، بحضور تو راهی ام, شعرمهدوی, امام زمان


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٢
 
عیب از کجاست؟ غیبت او بی‌دلیل نیست
 
چون ذاتا آفتاب به مردم بخیل نیست
 
ما فرع خاک پای تو هستیم، ای حبیب!
 
خاکی که سر به سجده نیارد، اصیل نیست
 
باید میان کوره بسوزد که گل کند
 
دل تا میان شعله نیفتد، خلیل نیست
 
جایی که جای پای عروج محمد(ص) است
 
راهی برای پر زدن جبرئیل نیست
 
بعد از دو نیم کردن دل، پا بر آن گذار
 
این سینه کمتر از وسط رود نیل نیست
 
رضا جعفری
 

برچسب‌ها: عیب از کجاست؟ غیبت او بی‌دلیل نیست, ما فرع خاک پای تو هستیم، ای حبیب!, شعرمهدوی, رضا جعفری


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ٩ مهر ۱۳٩٢

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن 

گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن

گفتم به نام نامیت هر دم بنازم 

گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم

گفتم که دیدار تو باشد آرزویم 

گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن 

گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن 

گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن 

گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه 

گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان 

گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن 

گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم  ز هجران تو قلبی تنگ دارم 

گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن 

گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان 

گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن 

گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم 

گفتا که روز وصل را در انتظارم

 


برچسب‌ها: شعرمهدوی, انتظار, گفتم که دیدار تو باشد آرزویم, ظهور


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه ٩ شهریور ۱۳٩٢

 

امام صادق (ع)فرمودند:

کسی که منتظر دوازدهمین( امام ) باشد همانند کسی است که با شمشیر برهنه از رسول خدا(ص)دفاع کند.

بحارالانوار-ج52-ص129


برچسب‌ها: شعرمهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٢

خدا کند که بهار رسیدنش برسد

شب تولد چشمان روشنش برسد

چو گرد بر سر راهش نشسته ام شب و روز

به این امید که دستم به دامنش برسد

هزار دست پر از خواهشند و گوش به زنگ

که آن انارترین روز چیدنش برسد

چه سالها که درین دشت ، خوشه چین ماندم

که دست خالی شوقم به خرمنش برسد

بر این مشام و بر این جان چه میشود یارب!

نسیمی از چمنش بویی از تنش برسد

خدای من دل چشم انتظار من تا چند

به دور دست فلک بانگ شیونش برسد؟

چقدر بر لب این جاده منتظر ماندن؟

خدا کند که از آن دور توسنش برسد

سعید بیابانکی


برچسب‌ها: شعرمهدوی, امام زمان, انتظار, امام


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩۱

کجاست آن بقیت خداوند که از عترت رهنما تهی نمی گردد؟

کجاست آن مهیای برانداختن نسل ستمگران؟

کجاست آن برگزیده ای که دین و شریعت را باز می گرداند؟

کجاست آن آرزوی برآمدنی که قرآن و حدود را زنده می کند؟

ای سردار سر افراز

ذوالفقار علی برگیر و آماده باش تا قامت راست ستمگران را دو تا کنی.

ای قهرمان دوران!

دردمندان منتظرند تا بیایی و آنچه کژی و نابسامانی است از بن بکنی.

ای امید امیدواران!

ستمدیگان و دردمندان دیده به راهند تا بیایی و بنیاد ستم بر اندازی.

ای گنج نهان!

چهره بگشای و آیین خدا را با دم مسیحایی خویش جانی دوباره ببخش.

ای سپهسالار اسلام!

که خداوند تو را برای سربلندی امت و شریعت برگزیده است

پای در رکاب کن.

ای ترجمان قرآن!

که پیروان قرآن در آرزوی ظهور تو روز شماری میکنند

قرآن را دریاب.

.....و ای احیا گر دین!

دین را زنده کن

وای امید عاشقان و منتظران بیا...

بیا و..

اماما!

تا نیایى، دریاى زندگیمان از اسارت تـوفان رها نمى شـود.

بیا که زورقهاى شکسته مان را بادبانـى و ما بـى صاحبـان را صاحب!

بیـا که هـر دردى را درمـانـى و دردمندان را طبیب!

رواق منظر چشم من آشیانه توست

                                         کـرم نمـا و فـرودآ که جهان در انتظار توست
برگرفته ازسایت:شمیم یار


برچسب‌ها: شعرمهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : پنجشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩۱

  

گل نرگس فدای رنگ وبویت

نصیبم  کی شود دیدار رویت

                                 گل نرگس  تو   که  زیباترینی    

                                 میان  هر دو  عالم   بهترینی  

گل نرگس توکه مهد وفایی

نگار  دلربا  و   با   صفا یی

                                  گل  نرگس  نکن  تو نا امیدم

                                  که عمرم داده ومهرت خریدم

به دل دارم امید تا زنده هستم

رسد بر دامن پر مهر تو دستم 

                                   بیا  ای صاحب  دلهای  خسته   

                                   که قلب عالم ازهجرت شکسته

بیا با  ما  بساز  ای  یار  نازم

که من اندر دو عالم بر تو نازم

                                    تو نوری مهری وعشق وصفائی

                                    تو  دوری  از  هر بدی  و جفایی

 بیا  ای  یادگار  ال  یاسین

بیا بر مسند جّت  تو بنشین

                                    بیا  بر خوان  تو  ائینه  عشق 

                                    بیفکن  بر سر ما  سایه  عشق

توئی  و الله  قران  مجسّم

بود هجر تو تنها  مایه غم

                                     بیا  ای  معنی  توحید  و کوثر

                                     ظهور از کعبه کن محبوب داور

 برگرفته از کتاب: گلچین محمدی نوشته علی رستمی چافی

 


برچسب‌ها: شعرمهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩۱

بارالها!رهبراسلامیان کی خواهد امد؟

                             جانشین خاتم  پیغمبران کی خواهد امد؟

دردمندان غمش راکُشت داروهای مهلک   

                               دردمندان راطبیب جسم وجان کی خواهد امد؟

درد ما درمان ندارد جسم عالم جان ندارد

                              این تن بی روح  را ،روح روان کی  خواهد  امد؟

غم فزون شد،قلب خون شد،صبر از دل برون شد

                           شیعیان  را  غمگسار مهربان کی خواهد امد؟

قلب اگر از کار ماند،روح اندر تن نماند

                      ان هم که روح است،هم قلب جهان،کی خواهد امد؟

موج طوفان بلای ظلم شد نزدیک یا رب

                          ناخدای  کشتی  اسلامیان کی خواهد امد؟

اتش نمرودیان سرتاسر عالم گرفته

                         ان که سازد این جهان را گُلستان کی خواهد امد؟

برگرفته ازکتاب :اماده باش یاران امام زمان عجل الله       سروده: جواد مولوی


برچسب‌ها: شعرمهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : پنجشنبه ٦ مهر ۱۳٩۱

                                    سرود غربت    

            به نام ربّ مهدی لب گشایم              

                                                   سرود غربتش را می سرایم

           سخن ازغربت مهدیَّ زهرا است            

                                                  سخن از بی وفاییَّ من وماست

           غم مهدی غمی جان کاه باشد          

                                                 از ان کم تر کسی اگاه باشد

           کجا یوسف چنیین هجران کشیده        

                                                کجا یعقوب این هجران کشیده

           شکیبایی از او شرمنده گشته             

                                                ز  غم  دلش   اکنده  گشته


برچسب‌ها: شعرمهدوی


ادامه مطلب...
ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه ۸ آبان ۱۳۸٩

 چون شام تار فراق به سر رسید و صبح روشن وصال دمید، یوسف رو به برادران کرد و گفت: به سوی کنعان روانه شوید و همه ی خاندان تان را همراه خود بیاورید. او نیکان را از بدان جدا نکرد و همه را به محضر خویش فراخواند.

                                       و أتونی بأهلکم اجمعین.١

                                و همه ی نزدیکان خود را نزد من آورید.


ای یوسف زهراعلیه السلام! درست است که یوسف، همه ی خاندان برادرانش را فراخواند، ولی امام رضاعلیه السلام نیز فرموده است:

                                            الامام الوالد الشفیق.٢
                                        امام همان پدر مهربان است.


شاید ما فرزندان نافرمانی باشیم، ولی مگر برادران یوسف چنین نبودند؟ مانیز عاجزانه از شما می خواهیم آن گاه که روز موعود فرا رسید، همه ی ما را بدون جدا کردن بدان از نیکان، با بزرگواری به بارگاه خود بپذیرید و از لطف خویش بهره مند سازید.
خدایا! می دانیم مهر اولیای تو، متاع گران قدری است که آن را در هر دلی نمی نشانی؛ زیرا هر سینه ای را گنجایش آن نیست، ولی مگر فراخی سینه ها به دست تو نیست؟
بارالها! می دانیم که این گوهر درخشان تنها در صدف های پاک می روید، ولی مگر سیل رحمت تو از زدودن آلودگی های دل های ما ناتوان است؟
پروردگارا! بسیاری خدمتگزار بارگاه اویند. آیا اگر نان خور دیگری به آنان افزوده شود، به آستان او زیانی می رسد؟

یارب! اندر کنف سایه ی آن سرو بلند            گر منِ سوخته، یک دم بنشینم، چه شود؟

پروردگارا! مهر یوسف را در دل عزیز مصر و همسرش نشاندی، مهر یوسف زهرایت را نیز تو در دل ما بنشان. عشقی دِه جان سوز که از سوز آن، جهانی بسوزد و از آن سوزش، شعله ای فراهم آید تا چراغ راه مشتاقان گردد. آمین.
                                                 


زهی خجسته زمانی که یار باز آید                        به کام غم زدگان غم گسار باز آید
در انتظار خدنگش همی تپد دل صید                     خیال آن که به رسم شکار باز آید

مقیم بر سر راهش نشسته ام چون گرد                بدان هوس که بدین رهگذار باز آید
به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم              بدان امید که آن شهسوار باز آید
چه جورها که کشیدند بلبلان از دی                      به بوی آن که دگر نوبهار باز آید
زنقش بند قضا هست امید آن حافظ                      که هم چو سرو به دستم نگار باز آید

                                                


برچسب‌ها: شعرمهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸٩

دلم هرچند بی نام و نشان است

                                          دچار گریه های بی امان است

دلم دلتنگ باران است امشب

                                        سرش بر شانه های جمکران است


برچسب‌ها: امام زمان, شعرمهدوی, جمکران


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٩

ای گلبن گلهای جهان خار تو هستم         آن خار که روییده به گلزار تو هستم              

بر درگه شاهان و سلاطین شعرایند         صد شکر که من شاعر دیدار تو هستم


برچسب‌ها: گل, امام زمان, شعرمهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۸

مرغ دلم از عشق تو، آمد به پرواز                      تا با محبان تو گردد، او هم آواز

میگوید او با،حال پریشان                                  جانم حسن جان،جانم حسن جان

آقا امام عسکری بر ما نظر کن                           لطفی به حال زار من باردگر کن

مولا نظر کن، بر اشک و آهم                             دست مرا گیر، من روسیاهم

آخر ترا هم معتمد،مسموم بنمود                         نفرین و لعن حق، برآن جانی ملعون

مهدی زداغت صاحب عزا شد                            عالم سراسر،ماتمسرا شد


برچسب‌ها: شهادت امام حسن عسکری, داغ, شعرمهدوی, یامهدی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸۸

یا بن الحسن آقا کجایی                                    کی عقده ما بیکسان را می گشایی

از هجر رویت ما بیقراریم                                 والله دیگر طاقت نداریم

یابن الحسن ای میوه بستان زهرا                       گرد و غبار غم نشسته بر رخ ما

دیگر نقاب از چهره برافکن                               چشمان ما را بنما تو روشن

از دوری تو خون شده قلب محبان                        کی میکشی تو انتقام این شهیدان

هر بینوایی با حال خسته                                    در انتظارت، مولا نشسته


برچسب‌ها: خـــــون, قلب, شعرمهدوی, چشم


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : پنجشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸۸

مهدی جان

در سیر آمد و رفت جمعه ها من خسته ،هنوز امیدوار و چشم به راهت

ترسم از این است که از عمرم مهلت جمعه دیگر نباشد


برچسب‌ها: شعرمهدوی, savior, man of god, جمعه


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸

ای شاهد شاهدان کجایی؟                                        ای آب رخ مهان کجایی؟

ای چشم و چراغ عالم دل                                       ای جان جهان،کجایی؟

بی روی تو طاقتی ندارم                                        ای صاحب انس و جان کجایی؟


برچسب‌ها: اشعار مهدوی, شعرمهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ٦ بهمن ۱۳۸۸

گفتم که از فراقت عمریست بی قرارم                گفت از فراق یاران من نیز بی قرارم

گفتم که یاورانت مظلوم هر دیارند                    گفتا مرا ببینند مظلوم روزگارم

گفتم به شیعیانت آیا پیام داری ؟                      گفتا که گفته ام من ، هر دم در انتظارم


برچسب‌ها: انتظار, شعرمهدوی, روزگار, فراق یار


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸


برچسب‌ها: شعرمهدوی, انتظار, دل


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳۸۸

چشم‌ها پرسش بی ‌پاسخ حیرانی‌ها
                                                            دست‌ها تشنه تقسیم فراوانی‌ها
با گل زخم، سر راه تو آذین بستیم
                                                            داغ‌های دل ما، جای چراغانی‌ها
حالیا! دست کریم تو برای دل ما
                                                            سرپناهی است در این بی‌سر و سامانی‌ها
وقت آن شد که به گل، حکم شکفتن بدهی
                                                            ای سرانگشت تو آغاز گل‌افشانی‌ها!
فصل تقسیم گل و گندم و لبخند رسید
                                                            فصل تقسیم غزل‌ها و غزل‌خوانی‌ها...
سایه امن کسای تو مرا بر سر، بس!
                                                            تا پناهم دهد از وحشت عریانییها
چشم تو لایحه روشن آغاز بهار
                                                            طرح لبخند تو پایان پریشانی‌ها

قیصر امین پور

 


برچسب‌ها: شعرمهدوی, غزل, بهار, لبخند


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ۱٥ دی ۱۳۸۸

گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی                       چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی

شیرین تر از آنی به شکر خنده که گویم              ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی

چون اشک بیندازیش از دیده مردم                     آن را که دمی از نظر خویش برانی


برچسب‌ها: یوسف, شعرمهدوی, خسرو, خلایق


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ٢٤ آذر ۱۳۸۸

گر چه آتشکده  شیشه و سنگ است دلم
                                                      نفسی با دل من باش که تنگ است دلم

اوج تنهایی من خلسه آواز کسی است
                                                     دل طوفانی من عاشق دریا نفسی است

چه کنم با که بگویم که چه دردی است مرا
                                                    یا چرا واهمه از سایه ی مردی است مرا

آن که می آید و تیغی به کف اندر دارد
                                                   ذوالجناح دگر و هیبت دیگر دارد


برچسب‌ها: ذوالجناح, تیغ, هیبت, شعرمهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸۸

ستاره دیده فروبست و آرمید ، بیا
                                                       شراب نور به رگ های شب دوید ، بیا

ز بس بدامن شب اشک انتظارم ریخت
                                                       گل سپیده شکفت و سحر دمید ، بیا

 


برچسب‌ها: شعرمهدوی, ستاره, شراب, سپیده


ارسال توسط هم عهدان منتظر