تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۳

بهانۀ بودن

 آقا ! من شما را نمی خواهم که بیایی و دنیایم را آباد کنی .

من می خواهم شما باشی تا بهانه ای برای بودنم داشته باشم .

اگر شما نبودی ، بهشت هم که پا به دنیا می گذاشت ، باز هم دنیا جهنمی سوزان و سیاه بود .

من وجود شما را برای خودم این گونه ثابت کرده ام :

چون دوست دارم زنده بمانم ، پس او هست که من شوق ماندن دارم

و هیچ دلیلی بیش این به دلم نمی نشیند .

 آخرین امید، دنیای شیرین من، مولای غریبم، بهانه ی بودنم، نبودنت؛ بزرگترین بلای عالم است..الهی عظم البلاء....

التماس دعای فرج


برچسب‌ها: شعرمهدوی, بهانه ی بودن, امام زمان, دلنوشته مهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩۳

این جمعه هم گذشت و تو اما نیامدی

پایان سبز قصه دنیا نیامدی

مانده‌ست دل اسیر هزاران سوال تلخ

ای پاسخ هر آنچه معما نیامدی

کِز کرده‌اند پنجره‌ها در غبار خویش

ای آفتاب روشن فردا نیامدی

افسرده دل به دامن تفتیده کویر

ای روح آسمانی دریا نیامدی

ای حس پاک گمشده روح روزگار

زیباترین بهانه دنیا نیامدی

ای از تبار آیینه‌ها ای حضور سبز

ای آخرین ذخیره طاها نیامدی

این جمعه هم گذشت و غزل ناتمام ماند

این است قسمت دل من، تا نیامدی

حسن یعقوبی


برچسب‌ها: شعرمهدوی, امام زمان, انتظار, جمعه


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه ۸ شهریور ۱۳٩۳

مرا ببخش نگشتم چنان که می‌خواهی

به پات جان نسپردم ز فرط خودخواهی

همیشه عهد شکستن ز سمت من بوده

مرا ببخش که سوگند خورده‌ام گاهی

تمام عمر فقط ادعا، که یار توام

ولی دریغ چه گویم، خودت که آگاهی

عزیز کشور جانی و یوسف دنیا

ولی دریغ که ماه نشسته در چاهی

و باز پرسش آخر، جواب معلوم است

"عزیز فاطمه آیا بُود سویت راهی"

علی لواسانی


برچسب‌ها: شعرمهدوی, امام زمان, انتظار, عزیز فاطمه


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : پنجشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩۳

دل را ز بی‌خودی سر از خود رمیدن است

جان را هوای از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست که سر داده‌ام فغان

بانگ جرس ز شوق به منزل رسیدن است

دستم نمی‌رسد که دل از سینه برکنم

باری علاج شکر گریبان دریدن است

شامم سیه‌تر است ز گیسوی سرکشت

خورشید من برآی که وقت دمیدن است

سوی تو این خلاصه گلزار زندگی

مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است

بگرفت آب و رنگ ز فیض حضور تو

هر گل در این چمن که سزاوار دیدن است

«امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی)»


برچسب‌ها: شعرمهدوی, امام زمان, انتظار, شعر امام زمان


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩۳

صاحب عزای حضرت خیرالنسا،بیا


 

ای بانی شکسته دل روضه ها،بیا


 

درد فراق تو به خدا می کشد مرا


 

رحمی نما به حال دل این گدا،بیا


 

از بس به هجر روی تو عادت نموده ایم


 

دل می رود به سمت گناه و خطا،بیا


 

ما در میان بحر گنه غوطه می خوریم


 

آقا نجاتمان بده از این بلا،بیا


 

مشغول خویش و بنده ی دینار و درهمیم


 

فکری به حال نوکر زهرا نما،بیا


 

لطف تو بوده گریه کن مادرت شدیم


 

ای سفره دار واسعه ی هل اتی،بیا


 

ای آخرین نگار دل آرای فاطمه


 

حدّاقل برای رضای خدا،بیا


 

آقا به حقّ چادر خاکی مادرت


 

آقا به حقّ داغ دل مرتضی،بیا



محمد فردوسی


برچسب‌ها: صاحب عزای حضرت خیرالنسا،بیا, فکری به حال نوکر زهرا نما،بیا, آقا به حقّ چادر خاکی مادرت آقا به حقّ داغ د, امام زمان


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩۳

بگو برای رضای شما چه باید کرد ؟

برای آمدنت جز دعا چه باید کرد

 

چه سخت می گذرد روزها بدون شما

 بگو برای ظهور شما چه باید کرد

 

دلم ز کثرت غفلت ز یاد تو مرده

بدون ذکر تو آب بقا را چه باید کرد

 

عجیب شهر دل آشفته پر از کدورت شد

نمانده مهر و خلوص و صفا ...چه باید کرد

 

شکست عهد من و قلب پاک تو با هم

مرا بخوانی اگر بی وفا ؛ چه باید کرد

 

کبوتر حرم خیمه گاه تو نشدم

چه شد که مانده ام از تو جدا چه باید کرد

 

عجل اگر برسد رخصتم نفرمایید

 برای رفتن تا کربلا، چه باید کرد

 

به سینه ای که شکسته چه مرهمی داری

  برای آنکه بگیرد شفا، چه باید کرد

 

تو را به ناله زهرا، تو را به اشک علی

  برای یاری حق شما چه باید کرد

 

کسی که دغدغه وصل یار را دارد

همیشه از گنه و معصیت ابا دارد

 

کسی که وقت اذان گریه می کند چشمش

دگر ز دیدن نا محرمان حیا دارد

 

کسی که می شنود روضه های غربت را

  برای آمدن منتقم دعا دارد

 

دوباره مرغ دلم روی بام تنهایی

به لب ترانه یا بن الحسن بیا دارد

 

برای آنکه بیایی به ما سری بزنی

دلم توسل بر مادر شما دارد

 

نگاه ملتمس و ابریم خدا رو شکر

به راه مانده و دلشوره تو را دارد

 

شبیه قلب تو این قلبهای خسته ما

ز داغ فاطمیه تا ابد عزا دارد

 

مرا به وقت زیارت تو همسفر فرما

که با تو رفتن کرب و بلا صفا دارد

 

دل مرا به دم خویش کبریایی کن

به نام مادر سادات کربلایی کن


برچسب‌ها: بگو برای ظهور شما چه باید کرد, تو را به ناله زهرا، تو را به اشک علی, برای یاری حق شما چه باید کرد, امام زمان


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٢

وقتی تو نیستی

نه هست های ما

چونان که بایدند

نه باید ها...
 
مثل همیشه آخر حرفم
 
و حرف آخرم را

با بغض می خورم
 
عمری است

لبخند های لاغر خود را

در دل ذخیره می کنم :

باشد برای روز مبادا !

اما

در صفحه های تقویم

روزی به نام روز مبادا نیست

آن روز هر چه باشد

روزی شبیه دیروز

روزی شبیه فردا

روزی درست مثل همین روزهای ماست

اما کسی چه می داند ؟

شاید

امروز نیز روز مبادا باشد !

وقتی تو نیستی

نه هست های ما

چونانکه بایدند

نه باید ها...

هر روز بی تو

روز مبادا است !

«از زنده یاد قیصر امین پور»



برچسب‌ها: «از زنده یاد قیصر امین پور&a, اشعار مهدوی, ظهور, امام زمان


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه ٢۱ دی ۱۳٩٢

به مناسبت نهم ربیع الاول مصادف با آغاز امامت امام زمان (عج) پوستر اینفوگرافی نهم ربیع با هدف اطلاع رسانی در خصوص این روز و اهمیت و جایگاه آن طراحی شده است.

 

9 ربیع

برای دریافت پوستر با کیفیت اصلی بر روی تصویر کلیک کنید

 

پوستر اینفوگرافی نهم ربیع شامل داستانک هایی در خصوص زندگی این امام بزرگوار قبل از تولد ایشان تا آغاز امامت در نهم ربیع و همچنین در بر دارنده اهمیت این روز از دیدگاه علما به همراه اعمال این روز است.

گفتنی است، این پوستر در کلیه اماکن عمومی از قبیل مساجد، امام زاده ها، مراکز آموزشی و مواردی از این دست نصب خواهد شد.

 

 برای شرکت در مسابقه صبح نهم کلیک کنید

در صورتی که خواستار بسته پیامکی روز شمار آغاز امامت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه شریف) یا بسته پوستر روز شمار آغاز امامت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه شریف) می باشید نظر بدهید.

برچسب‌ها: 9 ربیع, امام زمان, آغاز امامت, غذیر دوم


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٢

راه به تو دور و بی نهایت شده است

این فاصله مایه خجالت شده است

انگار که خواندن دعای فرجت

در وقت سحر ز روی عادت شده است


برچسب‌ها: راه به تو دور و بی نهایت شده است, امام زمان, شعر مهدوی, دلنوشته مهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٢

هرکجایادخدابود،تورایادم هست؛

هرکجایی که خدابود،مرایادآور...

 


برچسب‌ها: هرکجایادخدابود،تورایادم هست؛, دلنوشته مهدوی, شعرمهدوی, امام زمان


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ٥ آبان ۱۳٩٢


مهدی جان !

ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد نه آنست که فرهاد فرو ریخت


ویرانه دل ماست که هر جمعه به یادت


صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت




برچسب‌ها: ویرانه دل ماست که هر جمعه به یادت, ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد, فرهاد فرو ریخت, امام زمان


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : پنجشنبه ٩ آبان ۱۳٩٢

ای که دائم به جهان منتظر منتظری
گیری از مردم دانا ز ظهورش خبری

روز و شب ذکر زبان تو بود یا مهدی
در فراقش غم دل داری و اشک بصری

فرض کن، حضرت مهدی به تو ظاهر گردد
بر در خانه و یا بر سر کوی و گذری

ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی
باطنت هست پسندیده ی صاحب نظری؟

دیده ای هست تو را قابل دیدار امام
می توانی تو به خورشید جمالش نگری؟

خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟
لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری؟

پول بی شبهه و سالم ز همه دارائیت
داری آنقدر که یک هدیه برایش بخری؟

گر بپرسد ثمرت چیست تو از طول حیات
داری از بهر ارائه سند مختصری؟

ور بپرسد عملت چیست ز بگذشتن عمر
در عملکرد تو باشد عمل معتبری؟

برده ای نان و غذا بهر مساکین یک شب
یا تو داری ز یتیمان و فقیران خبری؟

در پی امر به معروف و نهی از منکر
بوده ای بهر محبان ولایت سپری؟

هیچ گه داشته ای بهر ظهور حضرت
ناله نیمه شب و ذکر دعای سحری؟

آن چنان هست که افسرده و غمگین نشوی
گر بگیرد " سِمت تو"  بدهد بر دگری؟

داری آمادگی آنکه اگر حضرت خواست
از سر مال جهان بهر خدا در گذری؟

واقفی از عمل خویش تو بیش از دگران
می توان گفت تو را شیعه اثنی عشری ؟

گر از این جمله که گفتم همه را دارایی
خوش به حال تو که خود ساخته و منتظری

ور از این گفته تو را هست قصوری بیگی
توبه کن بلکه ز محبوب بیابی اثری

 

 

نصرت الله بیگی درباغی


برچسب‌ها: ای که دائم به جهان منتظر منتظری, گیری از مردم دانا ز ظهورش خبری, امام زمان, نصرت الله بیگی درباغی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٢

تا کی برای دیدن رویت دعا کنم؟

تا کی دو دست خویش به سوی خدا کنم؟

 

در پیشگاه قدس تو از خاک کمترم

بگذار خاک پای تو را توتیا کنم

 

امّید زندگانی من ، مهدی عزیز!

من آمدم به درگه تو التجا کنم

 

با این زبان الکن و این طبع نارسا

هر جا روم برای ظهورت دعا کنم

 

جبریل مفتخر به گدایی کوی توست

لایق نیَم گدای تو خود را صدا کنم

 

با نامه ای سیاه به درگاهت آمدم

شاید تو را ز آمدن خود رضاکنم


برچسب‌ها: تا کی برای دیدن رویت دعا کنم؟, امّید زندگانی من ، مهدی عزیز!, امام زمان, شعرمهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٢

اگر چه روز من و روزگار می گذرد

دلم خوش است که با یاد یار می گذرد

چقدر خاطره انگیز و شاد و رویایی است

قطار عمر که در انتظار می گذرد

به ناگهانیِ یک لحظه عبور سپید

خیال می کنم آن تک سوار می گذرد

کسی که آمدنی بود و هست، می آید

بدین امید، زمستان، بهار، می گذرد

نشسته ایم به راهی که از بهشت امید

نسیم رحمت پروردگار می گذرد

به شوق زنده شدن، عاشقانه می میرم

دو باره زیستنم زین قرار می گذرد

همان حکایت خضر است و چشمه ظلمات

شبی که از بَرِ شب زنده دار می گذرد

شبت همیشه شب قدر باد و، روزت خوش

که با تو روز من و روزگار می گذرد

 


برچسب‌ها: امام زمان, قطار عمر که در انتظار می گذرد, که با تو روز من و روزگار می گذرد, اشعار مهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٢

 

از دست چشم های تو، بین دو راهی ام

محکوم تا همیشه ی خواهی نخواهی ام

یک چشم می فروشد و یک چشم می خرد

از دست چشم های تو، بین دوراهی ام

با شعله های نرگس تو، دود می شوم

مولود مرگ هستم و اسفند ماهی ام

طوفان رهین دولت خانه بدوشی است

هستی گرفته از پی بی سرپناهیم

تا طفل اشک آمد و بر دامنم نشست

مهتاب شد به دامن شب روسیاهی ام

در دادگاه عشق به شاهد نیاز نیست

ثابت شده بخاطر تو بی گناهی ام

از پای درس مکتب چشم تو آمدم

این پاره پاره دل، دل خونین گواهی ام

در خیمه نگاه تو آتش گرفته ام

من روضه خوان چشم توام!... قتلگاهی ام!

در موج اشک غرق شدم تا بجویمش

در حیرت از تلظّی آن بچه ماهی ام

در چشم من تمام زمین بارگاه تست

من هر کجا روم، بحضور تو راهی ام


برچسب‌ها: با شعله های نرگس, من هر کجا روم، بحضور تو راهی ام, شعرمهدوی, امام زمان


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٢

عمریست لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره می کنم:

باشد برای روز مبادا!

اما در صفحه های تقویم

روزی به نام روز مبادا نیست...

هر روز بی تو

 

روز مباداست

قیصر امین پور


برچسب‌ها: هر روز بی تو روز مباداست, شعر مهدوی, امام زمان, قیصر امین پور


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٢

این هفته هم گذشت تو اما نیامدی

خورشید خانواده ی زهرا نیامدی

از جاده ی همیشه ی چشم انتظارها

ای آخرین مسافر دنیا نیامدی

صبحی کنار جاده تو را منتظر شدیم

" آمد غروب، رفت و تو آقا نیامدی"

امروزمان که رفت چه خاکی به سر کنیم؟

آقای من! اگر زد و فردا نیامدی

غیبت بهانه ای است که پاکیزه تر شویم 

تا روبرویمان نشدی، تا نیامدی!

علی اکبر لطیفیان


برچسب‌ها: آخرین مسافردنیا, خورشید خانواده ی زهرا, شعر مهدوی, امام زمان


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ٩ مهر ۱۳٩٢

 

ارباب زمین، امیر مریخ، بیا

تا نخل ستم برکنی از بیخ بیا

از قول همه منتظران می گویم

ای پیرترین جوان تاریخ بیا

 


برچسب‌ها: امام زمان, ظهور, شعر مهدوی, منتظران


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٢

همیشه برد خواه تو همیشه مات خواه من

بچین دوباره می زنیم سفید تو سیاه من

ستاره های مهره ومربعات روز وشب

نشسته ام دوباره روبه روی قرص ماه من

پیاده را دو خانه تو ومن یکی نه بیشتر

همیشه کل راه تو همیشه نصف راه من

تمسخر وتکان اسب و اندکی درنگ تو

نگاه ودست بر پیاده باز هم نگاه من

یکی تو ویکی من ویکی تو ویکی نه من

همیشه رو سفید تو همیشه رو سیاه من

دوباره شاد لذت نبرد تن به تن تو و

دوباره شرمسار ارتکاب این گناه من

تو برده ای ومن خوشم که در نبرد زندگی

تو هستی و نمانده ام دمی بدون شاه من

 

غلامرضا طریقی



برچسب‌ها: شعر مهدوی, امام زمان, غلامرضا طریقی, دمی بدون شاه من


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : پنجشنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٢

 

مهدوی 

ای رفته کم‌ کم از دل و جان ، ناگهان بیا

مثل خدا به یاد ستمدیدگان بیا

قصد من از حیات، تماشای چشم توست

ای جان فدای چشم تو؛ با قصد جان بیا

چشم حسود کور، سخن با کسی مگو

از من نشان بپرس ولی بی نشان بیا

ایمان خلق و صبر مرا امتحان مکن

بی آنکه دلبری کنی از این و آن بیا  

قلب مرا هنوز به یغما نبرده‌ای

ای راهزن دوباره به این کاروان بیا

 

فاضل نظری


 


برچسب‌ها: بی نشان بیا, با قصد جان بیا, فاضل نظری, امام زمان


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ٩ تیر ۱۳٩٢

دلـم بـه وسعت دریـا گـرفته آقـا جـان

از این زمانه از اینجا گـرفته آقـاجان

بیا دوای غم و غصـه ها تویی مـولا

برای توست که دلهـا گـرفته آقـا جان

میان خشکی این شهرمانده ام عمری

دلـــم بهــانه دریــا گـــــرفته آقـا جـان

کجـا جزیره خضراست من نمی دانم

دلـم برای همانجــا گــــرفته آقـا جـان

هزار ســـال نگـــاه شکستــــه زهـرا

برای توست که احیا گـرفته آقـا جـان

از آن زمان که نبودم دلم به نامت بود

عجب نیست که حالا گــرفته آقا جان

هـزار ســـال گذشتـــه هنوز پنهــانـی

غریب مانده ام آقا خودت که می دانی


برچسب‌ها: نگـــاه شکستــــه زهـرا, دلـــم بهــانه دریــا گـــــرفته, جزیره خضرا, امام زمان


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٢

خدا کند که بهار رسیدنش برسد

شب تولد چشمان روشنش برسد

چو گرد بر سر راهش نشسته ام شب و روز

به این امید که دستم به دامنش برسد

هزار دست پر از خواهشند و گوش به زنگ

که آن انارترین روز چیدنش برسد

چه سالها که درین دشت ، خوشه چین ماندم

که دست خالی شوقم به خرمنش برسد

بر این مشام و بر این جان چه میشود یارب!

نسیمی از چمنش بویی از تنش برسد

خدای من دل چشم انتظار من تا چند

به دور دست فلک بانگ شیونش برسد؟

چقدر بر لب این جاده منتظر ماندن؟

خدا کند که از آن دور توسنش برسد

سعید بیابانکی


برچسب‌ها: شعرمهدوی, امام زمان, انتظار, امام


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩۱

 

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن


                                                  گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
                                                  گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم


گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

                                                گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
                                                گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

                                               گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
                                               گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

                                               گفتم رخت را از من واله مگردان
                                               گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

                                               گفتم  ز هجران تو قلبی تنگ دارم
                                               گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

                                                گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
                                                گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

                                                گفتم که از هجران رویت بی قرارم
                                                گفتا که روز وصل را در انتظارم

علی اکبر لطفیان


برچسب‌ها: امام زمان


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸٩

دلم هرچند بی نام و نشان است

                                          دچار گریه های بی امان است

دلم دلتنگ باران است امشب

                                        سرش بر شانه های جمکران است


برچسب‌ها: امام زمان, شعرمهدوی, جمکران


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٩

هرچند که بیمار تو هستیم همه

                  دیوانه ی دیدار تو هستیم همه

                                     بین خودمان بماند آقا عمریست

                                                      انگار طلب کار تو هستیم همه


برچسب‌ها: امام زمان, انتظار, ظهور, اشعار مهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩

آقا محمد، که متصدی شمعهای حرم عسکریین (ع) است، می گوید: کلیددار آن مکان مقدس، شخصی به نام سید حسین بود و خیلی از اوقات برادرش - سید شاهر -از طرف او این کار را انجام می داد.

سید شاهر می گوید: شبی در حرم مطهر به نیابت از برادرم سید حسین مشغول خدمت بودم، تا آن که تمام اشخاصی که در آن جا بودند، بیرون رفته و کسی در آن مکان شریف باقی نماند، لذاقصد کردم درهای حرم را ببندم.یکی از درها را بستم ناگاه دیدم سید جلیل القدری،در نهایت خشوع داخل شد و مقابل ضریح مقدس ایستاد.

با خود گفتم، او می بیند که من می خواهم درهای حرم را ببندم، لابد زیارت خود رامختصر می کند.کتابی را که در دست داشت، گشود و شروع به خواندن زیارت جامعه کبیره با ترتیل واطمینان نمود و در بین خواندن هر یک از فقرات آن زیارت، مثل کسی که مضطرب وحیران باشد، گریه می کرد.

نزد او رفتم و از او خواستم که زیارتش را تخفیف دهد و عجله کند، ولی اصلاتوجهی ننمود.من هم کمی نشستم، اما خلقم تنگ شد.

دوباره برخاستم و از اوخواهش نمودم که زیارتش را تخفیف دهد و این بار حرفهای خشنی به ایشان گفتم،باز به من التفات نکرد.تا آن که برای بار سوم از او درخواست تخفیف در زیارت وتوقف را نمودم و کتابی که در دست داشت از او گرفته به او فحش دادم، باز آن سیدجلیل متعرض من نشد و آن حال تانی و گریه و حضور قلب خود را از دست نداد،ولی همین که من کتاب را از دستش گرفتم، متوجه شدم چشمهایم چیزی رانمی بیند.

تلاش کردم که شاید اطراف را ببینم، اما دیدم واقعا کور شده ام.با این حال خود رانزدیک دری که باز بود، کشاندم و دو طرف آن را با دو دست گرفتم و منتظر بیرون آمدن او شدم.

وقتی زیارتش را در پیش روی مبارک تمام کرد، متوجه پشت ضریح مقدس شد وحضرت نرجس خاتون و حکیمه خاتون را زیارت نمود که من صدای او رامی شنیدم.

بعد از زیرت به قصد خروج به طرف در آمد همین که نزدیک در رسید وخواست بیرون رود، دامنش را گرفتم و تضرع و زاری نمودم و آن بزرگوار را قسم دادم که از تقصیر من درگذرد و چشمهای مرا به حالت اول برگرداند.

ایشان کتاب را ازمن گرفت و به چشمهای من اشاره ای نمود، همان لحظه چشمهایم به حالت اول برگشتند و همه چیز را می دیدم، مثل این که اصلا نابینا نشده ام، اما آن بزرگوار از نظرم غایب شد و هر قدر که در رواق و صحن جستجو نمودم، احدی را ندیدم.



برچسب‌ها: تشرف, امام زمان, سامرا


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸٩
لیلة القدر است ای دیده ببار ... اشک بر جرم وگناه بیشمار

لیله قدر و شب عید دل است ... فیض حق بر بندگانش کامل است

لیله قـدر و خـدای مهربان ... بگذرد از اشتباه بندگان

لیله قدر و شب ذکر و دعـاست .. .وقت رفتن تا نجف ، تا کربلاست

در سحرگاهش خدا را بنگرید ... یوسـف آل عبا را بنگرید

دل به هم داده به هم مونس شوید ... تـا فدای زاده نرجـس شوید

تا بیاید انتظار مـا به سر ... قدر بشناسید این وقت سحر

 


برچسب‌ها: امام زمان, اشعار مهدوی, شب قدر


ادامه مطلب...
ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه ٤ امرداد ۱۳۸٩

بسم رب القائم بالحق

هزار و صد و هفتادو ششمین شمع را هم روشن میکنیم؛شمعهایی که هم میخندند و هم میگریند.خنده ای از روی شادی در ولادتت و گریه ای از سر غم در نبودنت؛ شمعهایی که سراسر وجودشان میسوزد.شمعهایی که تا پای جان اشک میریزند.شمعهایی که دستهای دعایشان  به امید آمدنت  بلند است. شمعهایی که درست مثل عاشقان تواند.به امید آن روز که آمدنت را جشن بگیریم.به امید آن دم که با عطر نفسهای تو،آتش دلها خاموش شود.

مهدی جان سالروز میلادت مبارک


برچسب‌ها: امام زمان, میلاد امام زمان, شعر امام زمان, حضرت مهدی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ۳ امرداد ۱۳۸٩

Aba_Saleh2

از غیب جمال سرمدی پیدا شد

                                              آئینه حسن ایزدی پیدا شد  

از گلشن عسکری و باغ نرگس 

                                              یک شاخه گل محمدی پیدا شد


برچسب‌ها: امام زمان


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٩

حاج غلام عباس حیدری دستجردی، داستان تشرفش را به محضر امام عصر علیه السلام چنین نقل می کند :
«  ... موضوعی را که شرح می دهم، مربوط به تابستان سال 1345 است که برای زیارت حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام به مشهد مشرف شده بودم.
عصر روز جمعه ای بود که در مسجد بالا سر حضرت نشسته، مشغول دعا بودم که یکدفعه دستی از بالای سرم پایین آمد و کتاب مفاتیح را از دستم گرفت؛ دعایی را از مفاتیح به من نشان دادند و فرمودند:
این دعا را بخوان. من کتاب را گرفتم و دعایی را که قبلاً می خواندم، شروع کردم مجدداً همان را خواندم.
 دیدم برای مرتبه دوم، همان دست پایین آمد و کتاب را گرفت و دعایی را که قبلاً فرموده بود دستور به خواندن داد من باز هم کتاب را گرفتم و همان دعای قبلی خود را پیدا کردم و مشغول خواندن شدم.
دفعه سوم کتاب را از دست من گرفتند و همان دعای مخصوصی را که دو نوبت قبل فرموده بودند؛ به نحو اکید دستور خواندن دادند.
در این حالت یک دفعه به خود آمدم که این چه دعایی است که سه نوبت این سید که بالای سر من ایستاده است؛ امر به خواندن می کند؟
 نگاه کردم: دیدم دعا در غیبت امام زمان ارواحنا له الفداء می باشد. سر بلند کردم تا از او تشکر کنم، کسی را ندیدم. به خود گفتم:
وای بر من که امام خود را دیدم و نشناختم.

( « اللهم عرّفنی نفسک..... » رجوع شود به مفاتیح الجنان. )


برچسب‌ها: تشرف, حیدری دستجردی, امام زمان


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٩

ای گلبن گلهای جهان خار تو هستم         آن خار که روییده به گلزار تو هستم              

بر درگه شاهان و سلاطین شعرایند         صد شکر که من شاعر دیدار تو هستم


برچسب‌ها: گل, امام زمان, شعرمهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٩

با یاد تو غم نامه مولا خواندیم

از غربت مادر تو زهرا خواندیم

ما را کشد این غم که نماز خود را

در مسجد جمکران فرادا خواندیم


برچسب‌ها: شهادت حضرت فاطمه, جمکران, نماز, امام زمان


ارسال توسط هم عهدان منتظر