تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٤

 

برکات بهار

برایم آمده پیغام می رسد یک مرد

غریب و خسته و آرام می رسد یک مرد

 

کسی که مثل خدا مهربان و دلسوز است

نگاهش آینه بردار شعر امروز است

 

کسی که مثل شقایق هماره مجنون است

وجود اعظم او استحاله ی خون است

 

حضورش از برکات بهار لبریز است

و در مقابل چشمش ستاره ناچیز است

 

ردای سبز به اندام ماه می آید

سوار گمشده از گرد راه می آید

   

غریب و خسته منم یا محول الاحوال

کمر شکسته منم یا محول الاحوال

 

چقدر نذر و نیاز و چقدر بیداری؟!

ترانه ساختن از واژه های تکراری؟!

 

بهار منتظر توست خوبِ من گل کن

تو سنگ صبر منی، اندکی تحمل کن

 

 

سیده صدیقه عظیمی نیا


برچسب‌ها: بهار


ارسال توسط هم عهدان منتظر