تعداد بازديد :  
تاريخ : پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٤

 

ای نخست همیشگی یکتا

آفتاب قدیمی ی دنیا

سیب سرخ بهشت پیغمبر

یک سبد یاس بر جمال شما

ابتدایت همیشه نا معلوم

انتهای تو نیز نا پیدا

راستی گر نباشی ای بانو

چه غریب است حرفهای خدا

خانه ات پایتخت این عالم

حجت من حدیث سبز کسا

فاطمه ای فرشته خیرات

بر تو و خاندان تو صلوات

چشمهایت ستاره می بارد

مثل خورشید روشنی دارند

نور ماه و ستاره و خورشید

چقدر پیش چشم تو تارند

جلوه کردی و از مکان خودت

 آمدی وفرشته ها دارند ...

از بلندا ی عرش تا مکه

سر راه تو یاس می کارند

آمدی و تمام هر چه که  هست

به مقام تو سجده می آرند

فاطمه ای فرشته خیرات

بر تو و خاندان تو صلوات


برچسب‌ها:


ادامه مطلب...
ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٤

 

برکات بهار

برایم آمده پیغام می رسد یک مرد

غریب و خسته و آرام می رسد یک مرد

 

کسی که مثل خدا مهربان و دلسوز است

نگاهش آینه بردار شعر امروز است

 

کسی که مثل شقایق هماره مجنون است

وجود اعظم او استحاله ی خون است

 

حضورش از برکات بهار لبریز است

و در مقابل چشمش ستاره ناچیز است

 

ردای سبز به اندام ماه می آید

سوار گمشده از گرد راه می آید

   

غریب و خسته منم یا محول الاحوال

کمر شکسته منم یا محول الاحوال

 

چقدر نذر و نیاز و چقدر بیداری؟!

ترانه ساختن از واژه های تکراری؟!

 

بهار منتظر توست خوبِ من گل کن

تو سنگ صبر منی، اندکی تحمل کن

 

 

سیده صدیقه عظیمی نیا


برچسب‌ها: بهار


ارسال توسط هم عهدان منتظر