تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩۳

 

 محرم می رسی ....

 

محرم می رسی با بیرق خورشید بر دوشت

تمام دسته ها ی پا برهنه مست و مد هوشت

هزاران خیمه ی آتش گرفته در دلت داری

لبی تر کن، نگیرد شعله بر لبهای خاموشت

شبی اشکهای مشک قطره قطره می افتند

تمام تشنگان، در بیکران دریای آغوشت

می آید عاقبت آن کس که باید، خوب می دانم

چراغان می شود ای شهر، دیوار سیه پوشت

 اذان پیچیده در پس کو چه ها و ظهر عاشوراست

اذان محزون تر از لالایی لیلاست در گوشت

به شوق دسته با پای برهنه می دوی بیرون

وباران می چکد آهسته و آرام بر دوشت....

 

زهرا سپه کار- اصفهان


برچسب‌ها: محرم, محرم وامام زمان


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ۱٩ آذر ۱۳٩۳

 



جا مانده های قافله ی اربعین تو 

آقا دوای درد دل خود کجا کنند 
جا تنگ بوده است؟... و یا ما اضافه ایم؟... 
مردم به چشم طعنه نگاهی به ما کنند 
باشد حسین...کرب و بلا مال خوب ها... 
بدها بگو که عقده ی دل با که وا کنند؟... 
ما هم دل شکسته به دست می رویم تا 
ما را غبار صحن و سرای رضا کنند...

برچسب‌ها:


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ۱٩ آذر ۱۳٩۳

 


مزد چهل روز پریشانی نای ت زائر

از میان همه کردند جدایت زائر

دست ارباب خودش دوخته بر قامت تو
خلعت نوکری خویش برایت زائر

بی سبب نیست خدا هم به شما مینازد
حضرت فاطمه کرده ست دعایت زائر

هر سلام تو ، جهان در تب و تاب است
با لرزش آهنگ صدایت زائر

کاش در صحن علمدار ، به یادت آرند
ما را به میان گریه هایت زائر

آهسته قدم بزن ، خدا می داند
جا مانده دلی به زیر پایت زائر

این ذکر «حسین حسین» مرا خواهد کشت
مستانه بخوان ، جان به فدایت زائر ...

 


برچسب‌ها:


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ۱٩ آذر ۱۳٩۳

 


هرکه دارد هوس کرب و بلا گریه کند
هرکه شد عاشق آن صحن و سرا گریه کند
هر که جا مانده از آن غافله ی عشق حسین
ز غمش ندبه کند در همه جا گریه کند
هرکه را نیست میسر به زیارت برود
هرکجا میشنود صوت عزا گریه کند
اربعین است کنون کرب و بلا قبله ی ماست
دختر شاه ولا بر شهدا گریه کند
نه فقط عالم و آدم ، نه فقط حور و ملک
که به بزم غم او ، عرش خدا گریه کند
عاشقان ، غافله ی عشق کنون کرب و بلاست
هرکه دارد هوس کرب و بلا گریه کند

 


برچسب‌ها: کربلا, پیاده روی کربلا, اربعین


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩۳

 

  

بشارت گل

 

رسید جمعه و در التماس جاری شد

و چشمه چشمه گل ندبه، آبیاری شد

زمین جراحت خود را به دست باد سپرد

هوای آمدنت باز هم غباری شد

عقیق اشک تو انداخت بر جگرها سوز

خطوط وصل تو، سیراب زخم کاری شد

هزار پنجره باران، هزار پولک نور

« امامزاده چشم» تو شیشه کاری شد

بگو به باور باران، بشارت گل را

که فصل چلّه نشینی این قناری شد

شهید داغ غزلهای آب و آئینه

اذانِ آمدنت از مناره جاری شد

مصطفی سمندی


برچسب‌ها:


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ٤ آذر ۱۳٩۳

 

  

دری به خانه ی باران

 

نشسته ام به تماشا  کنارخانه ی باران

تکانده ام غم دل را به روی شانه ی  باران

همیشه تنگ غروب و کنار سفره جمعه

نشسته ام که بیارد کسی نشانه ی باران

چه لهجه های غریبی درون نام تو گم شد

نمی چکد  زنگاهم شبی ترانه ی باران

در این غروب پریشان بپر پرنده شعرم

و شاعرانه سفر کن به آشیانه ی باران

قنوت آبی چشمت،  مسافر شب یلدا!

گشوده است به رویم دری به خانه ی باران

 

شیرین صبوری


برچسب‌ها: باران, بارانی


ارسال توسط هم عهدان منتظر