تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩۳

صبح بی‌تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد

                                                             بی‌تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد

بی‌تو می‌گویند تعطیل است کار عشقبازی

                                                             عشق امّا کی خبر از شنبه و آدینه دارد

جغد بر ویرانه می‌خواند به انکار تو، امّا

                                                              خاک این ویرانه‌ها بویی از آن گنجینه دارد

خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد

                                                              عشق با آزار، خویشاوندی دیرینه دارد

روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرم

                                                              ای خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد

در هوای عاشقان پر می‌کشد با بی‌قراری

                                                              آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد

ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می‌گشاید                                                                                       

                                                             آن که در دستش کلید شهر پر آیینه دارد                                           

                                                                                 قیصر امین‌پور


برچسب‌ها: صبح بی تو, هوای عاشقان, شهر پر آیینه, آرزو


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩۳

این جمعه هم گذشت و تو اما نیامدی

پایان سبز قصه دنیا نیامدی

مانده‌ست دل اسیر هزاران سوال تلخ

ای پاسخ هر آنچه معما نیامدی

کِز کرده‌اند پنجره‌ها در غبار خویش

ای آفتاب روشن فردا نیامدی

افسرده دل به دامن تفتیده کویر

ای روح آسمانی دریا نیامدی

ای حس پاک گمشده روح روزگار

زیباترین بهانه دنیا نیامدی

ای از تبار آیینه‌ها ای حضور سبز

ای آخرین ذخیره طاها نیامدی

این جمعه هم گذشت و غزل ناتمام ماند

این است قسمت دل من، تا نیامدی

حسن یعقوبی


برچسب‌ها: شعرمهدوی, امام زمان, انتظار, جمعه


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩۳

همسایه‌ی قدیمی دل‌های ما سلام

ای عابر غریبه‌ی این کوچه‌ها سلام

وقتی عبور می‌کنی این بار چندم است

من دید‌ه‌ام تو را و نگفتم تو را سلام

شاید تویی همان که سر کوچه زودتر

گفتی برای بار هزارم به ما سلام

دیدم به روی سنگ مزاری نوشته بود

من را که کشت؟ داغ تو آقا بیا سلام

بر حمد و بر قیام و رکوع و سجود تو

بر قامت و قیامت بی‌انتها سلام

بر جلوه‌ی قنوت و سلام و تشهدت

وقت اذان به «أشهد و ان لا اله» سلام

احساس می‌کنم که تو خوشحال می‌شوی

تا می‌کنم به جانب کرببلا سلام

«یاربّ الحسین بحق الحسین إشف صدرالحسین بظهورالحجه»


برچسب‌ها: شعرمهدوی, انتظار, سلام, همسایه قدیمی دلهای ما سلام


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩۳

گفتم: که روی خوبت از ما چرا نهانست

گفتا: تو خود حجابی ورنه رخم عیانست

گفتم: که از که پرسم جانا نشان رویت؟

گفتا: نشان چه پرسی، آن کوی بی‌نشانست

گفتم: مرا غم تو خوش‌تر ز شادمانی

گفتا: که در ره ما غم نیز شادمانست

گفتم: که سوخت جانم از آتش نهانم

گفت: آن‌که سوخت او را کی ناله یا فغانست

گفتم: فراق تا کی؟ گفتا: که تا تو هستی

گفتم: نفس همین است، گفتا سخن همانست

گفتم: که حاجتی هست، گفتا بخواه از ما

گفتم: غمم بیفزا، گفتا که رایگان است

گفتم ز «فیض» بپذیر، این نیم‌جان که دارد

گفتا: نگاه‌دارش غمخانه‌ی تو جانست

فیض کاشانی

 


برچسب‌ها: شعر مهدوی, فراق تا کی, فیض کاشانی, انتظار


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩۳


زیر باران حرم گرمی تب می چسبد

و زیارت همه جا آخر شب می چسبد


دست بر سینه به سوی حرمت می آیم

پای بوسی تو در اوج ادب می چسبد


نسل در نسل , شما عادتکم احسانید

بی سبب نیست در این خانه طلب می چسبد


باد می پیچد و هوهوی صدای پرچم...

شب میلاد تو همراه طرب می چسبد


ناخودآگاه کنار حرمت می فهمم

نام داداش تو با اشک به لب می چسبد


طعم سوهان قم و چای نجف , در مشهد

گوشه ی صحن گهرشاد عجب می چسبد



برچسب‌ها: امام رضا, میلاد امام رضا, طعم سوهان قم و چای نجف , در مشهد


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ٩ شهریور ۱۳٩۳

دارد دل ما راه نجاتی دیگر

در مشهد و در قم ، عتباتی دیگر

بر بانوی با کرامت قم صلوات

بر شاه خراسان صلواتی دیگر

سیدمحمد جواد شرافت


برچسب‌ها: دهه کرامت, امام رضا (ع), حضرت معصومه(س), صلوات


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه ۸ شهریور ۱۳٩۳

خانه‌های آن کسانی می‌خورد در، بیشتر
که به سائل می‌دهند از هرچه بهتر بیشتر

عرض حاجت می‌کنم آن‌جا که صاحب‌خانه‌اش
پاسخ یک می‌دهد با ده برابر بیشتر

گاه‌گاهی که به درگاه کریمی می‌روم
راه می‌پویم نه با پا، بلکه با سر، بیشتر

زیر دِین چارده معصومم اما گردنم
زیر دِین حضرت موسَی‌بن‌جعفر بیشتر

گردنم در زیر دیِن آن امامی هست که
داده در ایران ما طوبای او بر، بیشتر

آن امامی که «فداکِ» گفتنش رو به قم است
با سلامش می‌کند قم را معطر بیشتر

قم همان شهری که هم یک ماه دارد بر زمین
همچنین از آسمان دارد چل اختر بیشتر

قصد این بار قصیده از برادر گفتن است
ورنه می‌گفتم از این معصومه‌ خواهر بیشتر

من برایش مصرعی می‌گویم و رد می‌شوم
لطف باباهاست معمولاً به دختر بیشتر

عازم مشهد شدم تا با تو درد دل کنم
بودنم را می‌کنم این‌گونه باور بیشتر

مرقدت ضرب‌المثل‌های مرا تغییر داد
هرکه بامش بیش، برفش... نه! کبوتر، بیشتر

چار فصل مشهد از عطر گلاب آکنده است
این چنین یعنی سه فصل از شهر قمصر بیشتر

پیش تو شاه و گدا یکسان‌ترند از هر کجا
این حرم دیگر ندارد حرف کمتر، بیشتر

ای که راه انداختی امروز و فردای مرا!
چشم‌ بر راه تو هستم روز آخر بیشتر

از غلامان شما هم می‌شود دنیا گرفت
من نیازت دارم آقا روز محشر بیشتر

بر تمام اهل بیت خویش حسّاسی ولی
جان زهرا(س) چون شنیدم که به مادر بیشتر...

بیشترهایی که گفتم از تو خیلی کمترند...


حسین رستمی


برچسب‌ها: امام رضا ع, موسی بن جعفر(ع), حضرت معصومه(ع), بیشترهایی که گفتم از تو خیلی کمترند


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه ۸ شهریور ۱۳٩۳

مرا ببخش نگشتم چنان که می‌خواهی

به پات جان نسپردم ز فرط خودخواهی

همیشه عهد شکستن ز سمت من بوده

مرا ببخش که سوگند خورده‌ام گاهی

تمام عمر فقط ادعا، که یار توام

ولی دریغ چه گویم، خودت که آگاهی

عزیز کشور جانی و یوسف دنیا

ولی دریغ که ماه نشسته در چاهی

و باز پرسش آخر، جواب معلوم است

"عزیز فاطمه آیا بُود سویت راهی"

علی لواسانی


برچسب‌ها: شعرمهدوی, امام زمان, انتظار, عزیز فاطمه


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۳

 

ازشب میلاد تو اینگونه حاصل می شود

ماه روز اول ذی القعده کامل می شود

 

بارها سر در میارد از شب میلاد تو

تا که جبرائیل ازخورشید غافل می شود

 

گوئیا شان نزولش می شود ایران ما

هرچه بر "موسی بن جعفر"سوره نازل می شود

 

پای او "شاه چراغ "ودستها "عبدالعظیم"

چشم ایران چون که مشهدگشت-قم=دل می شود

 

خاک مشهد نسخه ی ایرانی کرب وبلاست

حضرت معصومه زینب را معادل می شود

 

هرچه قابل تر در این مجموعه ناقابل تر است

هرچه ناقابل در این مجموعه قابل می شود

 

هرکسی از خویش داخل گشت خارج می شود

هرکسی از خویش خارج گشت داخل می شود

 

هرکسی درشهر عاقل گشت عاشق هم نشد

هرکسی درصحن عاشق گشت عاقل می شود

 

رتبه ها بر عکس دنیا می دهد اینجا جواب

شاه باترفیع در صحن تو سائل می شود

 

درحریمت شعر گفتن کار خودرا می کند

"شاطر عباس قمی" هم گاه "دعبل "می شود

 

اشک وقتی واقعی شد در حرم هم سرگرفت

پس به جای مُهر پیشانی من گل می شود

 

هرکسی طرز ارادت را به تو توضیح داد

صاحب یک جلد توضیح المسائل می شود

 

گوشه ای از لطف پنهان تو که معلوم نیست

گوشه ای از لطف معلوم تو"فاضل"می شود

 

تاچهل شهرمجاور وسعت اکرام توست

پس من ِهمسایه ات رانیز شامل می شود

 

مشکلات سختم آسان شد ولی کاری بکن

دل بریدن از تو دارد باز مشکل می شود

 www.kafshdar.blogfa.com

 

 

برچسب‌ها: روز دختر, کریمه اهل بیت, امام زمان عج


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۳

چه سالها که گذشت و بهار منتظر است
بهار ِ زخمی ِ پشت حصار منتظر است

چه سروها که به دست ِ تبر شهید شدند
شقایق ِ دل ِ ما ، داغدار منتظر است

از این لباس سیاه عزا ، دلش پوسید
سحر مگر برسد ، شام ِ تار منتظر است

بهانه گیر شدند و به گریه افتادند
ستاره کشت خودش را ، سه تار منتظر است

چه قدر پنجره باز است رو به سوی امید
چه قدر دلشده ی بیقرار منتظر است

مگر به مقصد ِ خورشید رو بگرداند
در ایستگاه ِ تغزّل ، قطار منتظر است

کویر شد دل عشّاق و آسمان خشکید
بیا که عشق ببارد ، بهار منتظر است

 

 


برچسب‌ها:


ارسال توسط هم عهدان منتظر