تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۳

بهانۀ بودن

 آقا ! من شما را نمی خواهم که بیایی و دنیایم را آباد کنی .

من می خواهم شما باشی تا بهانه ای برای بودنم داشته باشم .

اگر شما نبودی ، بهشت هم که پا به دنیا می گذاشت ، باز هم دنیا جهنمی سوزان و سیاه بود .

من وجود شما را برای خودم این گونه ثابت کرده ام :

چون دوست دارم زنده بمانم ، پس او هست که من شوق ماندن دارم

و هیچ دلیلی بیش این به دلم نمی نشیند .

 آخرین امید، دنیای شیرین من، مولای غریبم، بهانه ی بودنم، نبودنت؛ بزرگترین بلای عالم است..الهی عظم البلاء....

التماس دعای فرج


برچسب‌ها: شعرمهدوی, بهانه ی بودن, امام زمان, دلنوشته مهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه ٤ بهمن ۱۳٩۳
 
 
 
من از اشکی که می ریزد ز چشم یار می ترسم
ازآن روزی که اربابم شود بیمار می ترسم

همه ماندیم درجهلی شبیه عهد دقیانوس؛
من از خوابیدن منجی درون غار می ترسم


رها کن صحبت یعقوب و کوری و غمِ فرزند،
من از گرداندن یوسف سر بازار می ترسم


همه گویند این جمعه بیا، امّا درنگی کن،
از این که باز عاشورا شود تکرار می ترسم


شده کارحبیب من سحرها بهر من توبه
ز آه دردناک بعد استغفار می ترسم


تمام عمر، خود را نوکر این خاندان خواندم
از آن روزی که این منصب، کند انکار می ترسم


شنیدم روز و شب از دیده ات خون جگر ریزد؛
من از بیماریِ آن دیده ی خون بار می ترسم


به وقت ترس و تنهایی تو هستی تکیه گاه من
مرا تنها میان قبرخود نگذار، می ترسم


دلت بشکسته از من لکن ای دلدار رحمی کن
من از نفرین و از عاق پدر بسیار می ترسم


هزاران بار رفتم از درت شرمنده برگشتم،
ز هجرانت نترسیدم ولی این بار می ترسم

دمی وصلم، دمی فصلم، دمی قبضم، دمی بسطم
من از بیچارگیّ آخر این کار می ترسم
 

جهان را قطرهٔ اشک غریبی می کند ویران
من از اشکی که می ریزد ز چشم یار می ترسم

برچسب‌ها:


ارسال توسط هم عهدان منتظر