تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٢

تا کی برای دیدن رویت دعا کنم؟

تا کی دو دست خویش به سوی خدا کنم؟

 

در پیشگاه قدس تو از خاک کمترم

بگذار خاک پای تو را توتیا کنم

 

امّید زندگانی من ، مهدی عزیز!

من آمدم به درگه تو التجا کنم

 

با این زبان الکن و این طبع نارسا

هر جا روم برای ظهورت دعا کنم

 

جبریل مفتخر به گدایی کوی توست

لایق نیَم گدای تو خود را صدا کنم

 

با نامه ای سیاه به درگاهت آمدم

شاید تو را ز آمدن خود رضاکنم


برچسب‌ها: تا کی برای دیدن رویت دعا کنم؟, امّید زندگانی من ، مهدی عزیز!, امام زمان, شعرمهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٢

اگر چه روز من و روزگار می گذرد

دلم خوش است که با یاد یار می گذرد

چقدر خاطره انگیز و شاد و رویایی است

قطار عمر که در انتظار می گذرد

به ناگهانیِ یک لحظه عبور سپید

خیال می کنم آن تک سوار می گذرد

کسی که آمدنی بود و هست، می آید

بدین امید، زمستان، بهار، می گذرد

نشسته ایم به راهی که از بهشت امید

نسیم رحمت پروردگار می گذرد

به شوق زنده شدن، عاشقانه می میرم

دو باره زیستنم زین قرار می گذرد

همان حکایت خضر است و چشمه ظلمات

شبی که از بَرِ شب زنده دار می گذرد

شبت همیشه شب قدر باد و، روزت خوش

که با تو روز من و روزگار می گذرد

 


برچسب‌ها: امام زمان, قطار عمر که در انتظار می گذرد, که با تو روز من و روزگار می گذرد, اشعار مهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٢

 

از دست چشم های تو، بین دو راهی ام

محکوم تا همیشه ی خواهی نخواهی ام

یک چشم می فروشد و یک چشم می خرد

از دست چشم های تو، بین دوراهی ام

با شعله های نرگس تو، دود می شوم

مولود مرگ هستم و اسفند ماهی ام

طوفان رهین دولت خانه بدوشی است

هستی گرفته از پی بی سرپناهیم

تا طفل اشک آمد و بر دامنم نشست

مهتاب شد به دامن شب روسیاهی ام

در دادگاه عشق به شاهد نیاز نیست

ثابت شده بخاطر تو بی گناهی ام

از پای درس مکتب چشم تو آمدم

این پاره پاره دل، دل خونین گواهی ام

در خیمه نگاه تو آتش گرفته ام

من روضه خوان چشم توام!... قتلگاهی ام!

در موج اشک غرق شدم تا بجویمش

در حیرت از تلظّی آن بچه ماهی ام

در چشم من تمام زمین بارگاه تست

من هر کجا روم، بحضور تو راهی ام


برچسب‌ها: با شعله های نرگس, من هر کجا روم، بحضور تو راهی ام, شعرمهدوی, امام زمان


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٢

 

 

من حقم است هشت گرفتم چرا که من

یک جمله هم نساخته ام با دوازده!

با چند نمره باشد اگر رد نمی شوی

یک، دو، سه... هفت، هشت، نه آقا دوازده!

بی تو تمام اهل قیامت رفوزه اند

ای نمره ی قبولی دنیا، دوازده!

ثانیه های کند توسل می آورند

یا صاحب الزمان خدا، یا دوازده!

حالا که ساعت تو و چشم خدا یکی است

آقا چقدر مانده زمان تا دوازده؟

حالا اگر نشد، ولی یک روز می شود

ساعت به وقت شرعی زهرا(س)، دوازده!

(اللهم عجل لولیک الفرج)

 

علی اکبر لطیفیان

 


برچسب‌ها: امروز اگر نشد ولی یکروز می شود, آقا چقدر مانده زمان تا دوازده, ساعت به وقت شرعی زهرا (س) دوازده, علی اکبر لطیفیان


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٢

عمریست لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره می کنم:

باشد برای روز مبادا!

اما در صفحه های تقویم

روزی به نام روز مبادا نیست...

هر روز بی تو

 

روز مباداست

قیصر امین پور


برچسب‌ها: هر روز بی تو روز مباداست, شعر مهدوی, امام زمان, قیصر امین پور


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٢

فرشتگان سما ائتلاف می کردند

 به گرد بستر نرگس طواف می کردند

 

 به زیر سایه ی محراب سبز گهواره

 پیمبران  خدا  اعتکاف  می کردند

 

 و رودهای بهشتی به اشک شوق ظهور

  زلال آبی خود را مضاف می کردند

 

 تمام دوزخیان را ملائکه  ز عذاب

 به یمن خنده ی مهدی معاف می کردند

 

 قمررخان سماوات تیغ  مژگان را

 به محض دیدن پلکش غلاف می کردند

 

 پریوشان به کنار ضریح چشمانش

 به زشت بودن خود اعتراف می کردند

 

 مقربان الهی  برای  دیدن  او

 خریدهای  کلان کلاف  می کردند

 

 چقدر مردم عاشق  کبوتر دل را

 روانه سمت حوالی  قاف  می کردند

 

 سحر در اوج نگاهش، هزار اختر را

 منجمان فرج  اکتشاف  می کردند

 

وحید قاسمی


برچسب‌ها: شعر مهدوی, انتظار, ظهور, اشعار مهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٢

این هفته هم گذشت تو اما نیامدی

خورشید خانواده ی زهرا نیامدی

از جاده ی همیشه ی چشم انتظارها

ای آخرین مسافر دنیا نیامدی

صبحی کنار جاده تو را منتظر شدیم

" آمد غروب، رفت و تو آقا نیامدی"

امروزمان که رفت چه خاکی به سر کنیم؟

آقای من! اگر زد و فردا نیامدی

غیبت بهانه ای است که پاکیزه تر شویم 

تا روبرویمان نشدی، تا نیامدی!

علی اکبر لطیفیان


برچسب‌ها: آخرین مسافردنیا, خورشید خانواده ی زهرا, شعر مهدوی, امام زمان


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ٩ مهر ۱۳٩٢

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن 

گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن

گفتم به نام نامیت هر دم بنازم 

گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم

گفتم که دیدار تو باشد آرزویم 

گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن 

گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن 

گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن 

گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه 

گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان 

گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن 

گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم  ز هجران تو قلبی تنگ دارم 

گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن 

گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان 

گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن 

گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم 

گفتا که روز وصل را در انتظارم

 


برچسب‌ها: شعرمهدوی, انتظار, گفتم که دیدار تو باشد آرزویم, ظهور


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ٩ مهر ۱۳٩٢

 

ارباب زمین، امیر مریخ، بیا

تا نخل ستم برکنی از بیخ بیا

از قول همه منتظران می گویم

ای پیرترین جوان تاریخ بیا

 


برچسب‌ها: امام زمان, ظهور, شعر مهدوی, منتظران


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ۳ مهر ۱۳٩٢

 

بوی گلها عالمی را مست و حیران میکند

دیدن مهدی هزاران درد ، درمان میکند

مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار

من گلی دارم که عالم را گلستان میکند.

منبع:مفیدنیوز


برچسب‌ها: پیامک مهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر