تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٢

منتظر من می نشینم شه بیاید یا نیاید

بلکه رخسارش ببینم شه بیاید یا نیاید

رنج خار از چیدن گل گر ببینم یا نبینم

می کنم صبر و تحمل شه بیاید یا نیاید

با جفا و جور دشمن گر بسازم یا نسازم

دوست خواهد این چنینم شه بیاید یا نیاید

کاش می مردم از این غم او ببیند یا نبیند

می شدم قربان کویش شه بیاید یا نیاید

نه توانم صبر کردن گر بداند یا نداند

نه مرا تاب جدایی شه بیاید یا نیاید

خاطرش افسرده حیران گر بگوید یا نگوید

سوخت مغز استخوانم شه بیاید یا نیاید

حضرت آیت الله علامه میرجهانی


برچسب‌ها: منتظر, دوست, تاب جدایی, قربان کویش


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٢

طلــــوع میـــکند آن آفتــاب پنهانـــــی

زسمت مشــرق جغــرافیــای عــرفـــانـــی

دوباره پلک دلم می پرد نشانه چیست؟

شنیده ام کــه می آید کسـی به مهمانی

کسی که سبز تر است از هزار بار بهار

کسی شگفت کسی آنچنان که می دانی

کسی که نقطه آغاز هر چه پرواز است

تویـــی کــــه در سفــر عشق خط پـایـانـی

تویـی بهـانه آن ابر هـا کـه مــی گــریند

بیــــــا کــه صـاف شـود این هـوای بـارانـی

کنـار نام تـو لنگـر گـرفت کشتی عشق

بیــا کــه یاد تــو آرامشـی است طـوفـانــی

تـــو از حـوالــی اقلیـــم هـــرکجـــا آبــاد

بیـــاکــه می رود این شهـــر رو به ویـرانـــی

قیصر امین پور


برچسب‌ها: آفتاب پنهانی, جغــرافیــای عــرفـــانـــی, پلک دلم, سفر عشق


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٢

 
سالهای پیش بال آسمانی داشتیم

بال پرواز کران تا بی کرانی داشتیم

میوه بودیم و سر سال استفاده می شدیم

چون که بالای سر خود باغبانی داشتیم

چهار فصل موی ما برف زمستانی نداشت

پیر هم بودیم اگر رنگ جوانی داشتیم

روزها گردی اگر بر روی دلها می نشست

شب که می شد سنت خانه تکانی داشتیم

مثل شیر مادران ما حلال و پاک بود

در میان سفره ها گر لقمه نانی داشتیم

نذری روز ظهور مهدی موعودمان

صبحها چله به چله عهد خوانی داشتیم

صبح جمعه پیشواز تکسوار فاطمه

روی پشت بامها صوت اذانی داشتیم

گاه گاهی جمعه ها اهل زیارت می شدیم

گاه گاهی میل سجده جمکرانی داشتیم

ثانیه ثانیه‌هامان پای آقا می گذشت

آی مردم! یک زمان صاحب زمانی داشتیم

پر نداریم و دل بپُر نداریم و...فقط

یادمان باشد که اینها را زمانی داشتیم



علی اکبر لطیفیان


برچسب‌ها: روز ظهور, عهد خوانی, تکسوار فاطمه, سجده جمکرانی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٢

یابن الحسن!  

سی شب به تو التماس کردم

این لحظه جواب طالب ام من

خواهی بنواز و خواه رد کن

احسان و عتاب طالب ام من

از کوی تو بوی عطر آمد

برخیز که عید فطر آمد

امشب که منم فتاده عشق

ساقر بزند ز باده عشق

خطی تو بیا بخوان برایم

از نامه سرگشاده عشق


برچسب‌ها: فتاده عشق, نامه سرگشاده عشق, رمضان, شعله و پاره آتش


ادامه مطلب...
ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٢

 

گفتم که بی قرار تو باشم ….ولی نشد

تنها در انتظار تو باشم ….ولی نشد

 

گفتم به دل که جلب رضایت کند … نکرد

گفتم که جان نثار تو باشم ولی نشد

 

گفتم که میرسی تو و من هم دعا کنم

در دولت تو یار تو باشم ولی نشد

 

گفتم که تا اجل نرسیده است لحظه ای

در خیمه ات کنار تو باشم ولی نشد

 

گفتم که خاک پای تو را تاج سر کنم

چون خاک رهگذار تو باشم ولی نشد

 

گفتم به قدر آه دل دلشکستگان

در روزگار تو باشم ولی نشد

 

گفتم دعا کنم که بیایی ببینمت

مانند مهزیار تو باشم ولی نشد

 

گفتم شمیم ماه مبارک که میرسد

در روضه بی قرار تو باشم ….ولی نشد



 سید مجتبی شجاع



برچسب‌ها: دل دلشکستگان, مهزیار, شمیم ماه مبارک, حجت ابن الحسن


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ٦ امرداد ۱۳٩٢

همه شب در انتظارت

به لبم بُوَد نوایی
چه شود تو را ببینم ؟

چه شود اگر بیایی ؟
به خدا نشسته ام من

شود این دعا اجابت

تو اگر نظر نمایی
شب قدر بی وصالت

سحری ندارد آقا
شده ام مریض رویت

 تو به درد من دوایی
منم آن عاصی مسکین

که نشسته ام به سویت
تو گناه من ببخشا


برچسب‌ها: شب قدر, بی وصالت, باوفایی, میان کوچه مادر


ادامه مطلب...
ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٢

 نشسته ام بنویسم گدا گدا آقا
چقدر محترم است این گدای با آقا
نشسته ام بنویسم حسن ، کریم ، کرم ،
مدینه ، سفره ی آقا ، برو بیا ، آقا
نشسته ام بنویسم به جای العفوم
الهی یا حسن یا کریم یا آقا
تو مهربانی ات از دستگیری ات پیداست
بگیر دست مرا هم تو را خدا آقا
دخیل های نبسته شده زیاد شدند
چرا ضریح نداری ؟ چرا چرا آقا
تویی کریم کرم زاده من گدا زاده
مرا خدا به تو داده تو را به من داده

 علی اکبر لطیفیان


برچسب‌ها: گدا گدا آقا, چرا ضریح نداری ؟, تویی کریم کرم زاده, گدا زاده


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٢

ناگهان آسمان بهاری شد
عشق در کوچه ها جاری شد
نور ماه مدینه را تا دید
عرق شرم ماه جاری شد
عطر شوق ملک چکید از عرش
قطره قطره چه آبشاری شد
آسمان غرق بوسه اش می کرد
گونه هایش ستاره کاری شد
آسمان خنده کرد و خانهٔ وحی
از غم روزگار، عاری شد
روی پیشانی اش که چین افتاد
خم ابروش ذوالفقاری شد
چه صف کُفر را به هم می ریخت
بر دل کُفر، زخم کاری شد
لحظه ها ماندگار و زیبا بود
روزها مثل روزگاری شد . . .
. . . که خدا قلب کعبه را وا کرد
و جهان غرق بی قراری شد
اسوۀ صبر بود و صلح و صفا
او خداوند بردباری شد

سیدحمیدرضابرقعی


برچسب‌ها: ولادت, عشق, سیدحمیدرضابرقعی, ماه مدینه


ارسال توسط هم عهدان منتظر