تعداد بازديد :  
تاريخ : جمعه ۳٠ مهر ۱۳۸٩

یوسف مشتاق دیدار برادر خویش، بنیامین بود. از این رو خود زمینه ی وصال را فراهم کرد.

فلّما جهّزهم بجهازهم قال ائتونی باخٍ لکم من ابیکم...فأن لم
تأتونی به فلاکیل لکم عندی١

و هنگامی که (یوسف) بارهای آنان را آماده ساخت، گفت: (بار دیگر که آمدید) آن برادری را که از پدر دارید، نزد من آورید... و اگر او را نزد من نیاورید، پیمانه ای (از غلّه) نزد من نخواهید داشت.

ای یوسف زهراعلیه السلام! سرگذاردن بر گام های مبارک شما و
بوسیدن آن، رؤیای شیرین ما و آرزوی دیرین ماست.

اگر به دامن وصل تو دست ما نرسد

                                           کشیده ایم در آغوش آرزوی تو را

و این آرزو، بلند است و دست نایافتنی؛ زیرا ما کجا و آستان بلند شما
کجا! اما کریمان همیشه بزرگی خود را می بینند، نه خردی نیازمندان را.

آخر چه زیان افتد سلطان ممالک را

                                       کو را نظری، روزی بر حال گدا افتد؟

اگر شما منتظرید که ما خود در این راه گام نهیم و شایستگی وصال را
در خویش فراهم آوریم، به یقین بدانید که ما را پای آمدن این راه نیست. شما یوسف گونه، کرم کنید و زمینه ی این وصال را فراهم آورید.

١_یوسف، 59 - ۶٠

 


برچسب‌ها:


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٩

من کیستم گداى تو یا ثامن ‏الحجج
                                   شرمنده عطاى تو یا ثامن الحجج
باللَّه نمى‏روم بر بیگانگان به عجز
                                   تا هستم آشناى تو یا ثامن‏ الحجج
از کار ما گره نگشاید کسى مگر
                                   دست گره گشاى تو یا ثامن الحجج


برچسب‌ها:


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٩

خشک سالی، هفت سال مصر را فرا گرفت. آن چه مصر را از گرداب بلا به ساحل امن رساند، حسن تدبیر و حکومت یوسف بر آن سامان بود.

         قال اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم
.4
(یوسف) گفت: مرا سرپرست گنجینه های سرزمین (مصر) قرار ده؛ زیرا نگه دارنده و آگاهم.

او بود که بر مصر حکم راند و به سرانگشت تدبیر خود، آن جا را از خشک سالی، رهایی بخشید.
ای یوسف زهراعلیه السلام! در دل های ما، نه هفت سال، که عمری است خشک سالی، حکم می راند. در این دل های خشکیده و تفتیده، نه گل محبتی می روید، نه شکوفه ی حضوری به بار می نشیند و نه شقایق وصالی می شکفد. آن چه این دل های قحطی زده را از نعمت و خرّمی، سرشار می کند، سرانگشت تدبیر شماست. بیا و بر دل های ما حکومت کن؛ که این دیار جز به تدبیر شما به سامان نمی رسد.

رواق منظر چشم من آشیانه ی توست                                     

کرم نما و فرودآ که خانه، خانه ی توست 

4.یوسف، 55


برچسب‌ها:


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٩

 گلی که نجمه به بر آورده
                                           
 
بر سینه‌ی عرشیان شرر آورده
گویند به گوش هم در افلاک و زمین
                                             حقتعالی،حضرت زهرای دگر آورده


برچسب‌ها:


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : پنجشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٩

یوسف نه به تقاضای پدر، بلکه از جانب خود، پیراهنش را فرستاد تا پدر بدان شفا یابد و چشمانش بینا شود.

                اذهبوا بقمیصی هذا فالقوه علی وجه ابی یأت بصیراً٣


                   این پیراهن مرا ببرید و بر صورت پدرم بکشید تا بینا شود.

ای یوسف زهراعلیه السلام! چشمان بصیرت ما به دلیل گناهان و نافرمانی ها نابینا شده اند و اگر چنین نبودند هیچ گاه از افتخار روشن شدن به چهره ی دلربای شما محروم نمی گشتند. آیا چشمی که هزاران آلودگی بر آن نشسته است، شایستگی دارد که تصویر آن عزیز مه پیکر را در آغوش بگیرد؟ پرده ای که بر دیدگان ما افتاده، آن قدر ضخیم است که دستان ما از زدودن آن ناتوانند و تنها ید بیضای شما می تواند آن را فرو افکند.

ای یوسف زهراعلیه السلام! ما یعقوب نیستیم، امّا شما از یوسف، کریم تر و بخشنده ترید. بر دیدگان نابینای ما نظری افکنید تا شایستگی دیدار چهره ی زیبای شما را بیابد و از نگریستن به آن، مست و سرشار شود.

یوسف، 93


برچسب‌ها:


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٩


برچسب‌ها:


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٩

 برادران یوسف با متاعی اندک و ناچیز برای خرید آذوقه به بارگاه یوسف آمدند؛ متاعی که در برابر شوکت و شکوه آستان یوسف، چیزی جز شرمندگی برای برادران نداشت. شاید آنان به متاع خود می نگریستند و نگاهی نیز به جلال و جبروت یوسف می افکنند. آن گاه از متاع ناچیز خود، شرمنده می شدند.

یا ایها العزیز مسنا واهلنا الضرّ وجئنا ببضاعة مزجاة فاوف لنا الکیل وتصدق علینا ان اللَّه یجزی المتصدقین٢

ای عزیز! ما و خاندان ما را ناراحتی فراگرفته است و متاع اندکی (برای خرید مواد غذایی) با خود آورده ایم. پیمانه ی ما را پر کن و بر ما تصدّق و بخشش فرما؛ زیرا خداوند، بخشندگان را پاداش می دهد.

با این حال، یوسف کریمانه ایشان را پذیرفت و پیمانه ی آنان را پر کرد.

ای یوسف زهراعلیه السلام! ما نیز خریدار مهر شماییم، ولی برای بار یافتن به آستان بلند شما، چیزی نداریم. اگر هم داشته باشیم، بضاعتی است ناچیز که نگاه به آن و یادآوری آن، عرق شرمندگی بر جبین مان می نشاند. با این حال، عاجزانه از شما می خواهیم که یوسف گونه ما را بپذیرید و کریمانه بر ما نظر کنید و پیمانه ی ما را پر سازید.

 

سوره یوسف، 88


برچسب‌ها:


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ٧ مهر ۱۳۸٩

هنگامی که برادران یوسف نزد وی آمدند، از گذشته خود، اظهار پشیمانی کردند. یوسف نیز اشتباه آنان را یادشان نیاورد، بلکه بی درنگ آنان را بخشید و از خداوند برای ایشان، بخشش خواست.

قال لاتثریب علیکم الیوم یغفراللَّه لکم و هو ارحم الراحمین١

(یوسف) گفت: امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست. خداوند، شما را می بخشد و او مهربان ترینِ مهربانان است.

ای یوسف زهراعلیه السلام! ما نیز در حق شما، ستم های فراوانی کرده ایم. ناسپاسی ها و قدر ناشناسی های ما از شمارش بیرون است. با این حال، بر این باوریم که بزرگواری شما از کرم یوسف افزون تر است. پس عاجزانه از شما می خواهیم در روز موعود، آن گاه که به محضر مبارک شما آمدیم، ستم های ما را فراموش کنید. ناسپاسی های ما را به دل نگیرید و ما را ببخشایید. از خداوند نیز برایمان آمرزش بخواهید.

١.سوره یوسف٩٢


برچسب‌ها:


ارسال توسط هم عهدان منتظر