تعداد بازديد :  
تاريخ : سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٤
به گزارش خبرگزاری فرهنگسرای تخصصی امام مهدی یزد، کتاب "آیا ظهور نزدیک است؟"  تألیف "محمدعلی کریمی" مدیر عامل فرهنگسرای تخصصی امام مهدی(عج) است که توسط انتشارات سیمای خورشید وابسته به این مجموعه منتشر شد.

این اثر در چهار فصل "فلسفه غیبت"، "جهان در آستانه ظهور"، "ظهور و اثبات نزدیکی آن" و "آثار تربیتی و تکالیف"، تدوین شده است.

صفحه‌آرایی و ویراستاری این اثر نیز حاصل تلاش گروه انتشارات فرهنگسرای تخصصی امام مهدی(عج) است.

در سر آغاز این کتاب آمده است: "بوی عطر خوش پر جبرائیل که به مهمانی زمینیان آید، صبا مژده آمدنش را به دست نسیم می‌‌سپارد و این یعنی پیمودن آخرین کوچه پس‌‌کوچه‌‌های منتهی به ظهور، یعنی جلوه‌‌ای از نور؛ یعنی تماشای قامت موعود، فاصله رسیدن؛ تنها به میزان عاشقی است، عشق به ساحت مقدس شما ...!

اما گاهی ذهن به تکاپو می‌‌‌‌افتد که آیا ظهور نزدیک است؟ این نوشتار درصدد آن است تا با بیان ابعاد و موضوعات پیرامون مسئله ظهور، ذهن شما را به سوی حل مسئله فوق سوق دهد. این مجموعه با ظاهری متفاوت، هدف واحدی را دنبال می‌‌کند و می‌‌خواهد خواننده را به کوچه باغ‌‌های سبز ظهور هدایت کند .... امید که مقبول افتد."

گفتنی است؛ این کتاب در 239 صفحه و در قطع رقعی به تیراژ دو هزار نسخه به چاپ رسیده است.

برچسب‌ها: امام زمان, آیا ظهور نزدیک است ؟


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : پنجشنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٤

هر راه بجز راه تو کج خواهد شد

 

 

بی لطف تو آسمان فلج خواهد شد

ما منتظران اگر بخواهیم همه

 

 

امسال همان سال فرج خواهد شد

 

سید مجتبی شجاع


برچسب‌ها:


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : پنجشنبه ٧ خرداد ۱۳٩٤

باز هم جشن نیمۀ شعبان

بیت ها رخت نو به تن دارند

قلم من به زحمت افتاده

واژه ها شوق پر زدن دارند

 

باز هم جشن نیمه ی شعبان

السلام علیک یا خورشید!

چله ی انتظار سر آمد

از سر خمره نور می جوشید

 

باز هم جشن نیمه ی شعبان

همه ی شهرمان چراغانی ست

عطر عود و گلاب می آید

چقدر حیف شد که آقا نیست

 

باز هم جشن نیمه ی شعبان

ما به دنیا عجیب دل بستیم

لااقل به بهانه ی این جشن

دو سه روزی به یادتان هستیم

 

سامرایی؟ مدینه ای؟ نجفی؟

پسر فاطمه کجا هستی؟

همه از تو سراغ می گیرند

نکند باز کربلا هستی!؟

 

خوب شد، نیستی نمی بینی

کاسه های نداری ما را

فقر و فحشا، فساد، بیکاری

دختران فراری ما را

 

خوب شد، نیستی نمی بینی

که حیا از نگاه دنیا رفت

رزق و روزی خانه ها کم شد

قیمت نفت هر چه بالا رفت

 

خوب شد، نیستی نمی بینی

رهبر ما شکسته تر شده است

"أین عمار" روی لب دارد

باز هم طلحه فتنه گر شده است

 

خوب شد، نیستی نمی بینی

زیر این دردها مچاله شدیم

کارد دیگر به استخوان خورده

دست بر دامن سه ساله شدیم

 

حق مان است این همه محنت

یادمان رفت صاحبی داریم

یادمان رفت منتظر باشیم

بین مان یار غائبی داریم

 

دلتان را به درد آوردیم

دلمان سوی دام شیطان رفت

خشک شد گندم مزارع ری

برکت از نان سفره هامان رفت

 

دل ما گیر چشم های تو نیست

گرم بازی آب و نان شده است

همه خواب تو را که می بینند !!!

خیمه ی سبزتان دکان شده است

 

عاشق حجت خدا هستی!؟

یا علی! ترک معصیت اول

باقی دردها و مشگل ها

می شود با نگاه آقا حل

 

به کلافی که یوسفت ندهند

هر چه اندوختی بیا رو کن

عوض کوچه، خانه ی دل را

صبح هر جمعه آب و جارو کن

«وحید قاسمی»


برچسب‌ها: امام زمان(عج), ولادت, بازهم جشن نیمه شعبان, وحید قاسمی


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٤

 

ای نخست همیشگی یکتا

آفتاب قدیمی ی دنیا

سیب سرخ بهشت پیغمبر

یک سبد یاس بر جمال شما

ابتدایت همیشه نا معلوم

انتهای تو نیز نا پیدا

راستی گر نباشی ای بانو

چه غریب است حرفهای خدا

خانه ات پایتخت این عالم

حجت من حدیث سبز کسا

فاطمه ای فرشته خیرات

بر تو و خاندان تو صلوات

چشمهایت ستاره می بارد

مثل خورشید روشنی دارند

نور ماه و ستاره و خورشید

چقدر پیش چشم تو تارند

جلوه کردی و از مکان خودت

 آمدی وفرشته ها دارند ...

از بلندا ی عرش تا مکه

سر راه تو یاس می کارند

آمدی و تمام هر چه که  هست

به مقام تو سجده می آرند

فاطمه ای فرشته خیرات

بر تو و خاندان تو صلوات


برچسب‌ها:


ادامه مطلب...
ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٤

 

برکات بهار

برایم آمده پیغام می رسد یک مرد

غریب و خسته و آرام می رسد یک مرد

 

کسی که مثل خدا مهربان و دلسوز است

نگاهش آینه بردار شعر امروز است

 

کسی که مثل شقایق هماره مجنون است

وجود اعظم او استحاله ی خون است

 

حضورش از برکات بهار لبریز است

و در مقابل چشمش ستاره ناچیز است

 

ردای سبز به اندام ماه می آید

سوار گمشده از گرد راه می آید

   

غریب و خسته منم یا محول الاحوال

کمر شکسته منم یا محول الاحوال

 

چقدر نذر و نیاز و چقدر بیداری؟!

ترانه ساختن از واژه های تکراری؟!

 

بهار منتظر توست خوبِ من گل کن

تو سنگ صبر منی، اندکی تحمل کن

 

 

سیده صدیقه عظیمی نیا


برچسب‌ها: بهار


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩۳

امیر بی قرینه کِی میایی

سحرخیز مدینه کِی میایی

عزیزم مادرت چشم انتظاره

شفای زخم سینه کِی میایی...

«یاربّ الزهرا بحق الزهرا إشف صدر الزهرا بظهور الحجه»


برچسب‌ها: شعرمهدوی, امام زمان وفاطمیه, انتظار, امیر بی قرینه


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩۳

مهربانی،،صبر،مادر،شجاعت، گریه،میخ،تابوت،قباله وفدک هنوزهیچ کدام حریف بغض درگلومانده ام نشده اند.مادر(سلام الله علیها)قصه ی شمامگرچه رازی دارد..میان محبت وغیرت رفاقتی دیرینه است اگرکسی چشم چپ به محبوبت نگاه کندآسمان برایت تیره وتارخواهدشدغیرت وعفت هم ازوقتی دنیاآمدنددست دردست هم دادندوعهدکردندکه هیچ وقت ازهم جدانشوند،پدرم مولاعلی(علیه السلام)،معنای غیرت بودهمه می دانندکه وقتی پدرم مولا،شنیددشمن،خلخال ازپای زن یهودی کشیده،دیگرقرارنداشت واگراجازه ی خدابودازغصه دق میکرد..دیگرناله نه،فریادنه،صیحه نه،ضجه است،غیرت الله میخواهدبرخیزداما..چگونه مادر(س) رادرمقابل چشمان پدر(ع)..مادرم لطیف بودمردم مادرم دلسوزبودمردم مادرم ناموس خدابودمردم مادرم عفیف است مردم..فهمیدن غم این حادثه سخت ترین کاربرایم نفس کشیدن است..


برچسب‌ها:


ارسال توسط هم عهدان منتظر
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه ٢ اسفند ۱۳٩۳

چشم دوخته‌ایم

به پیشواز سپیده‌ای

که خورشید از مغرب می‌دمد

آن گاهی که آبی آسمان

به سرخی می‌گراید

و بانگی در سرتاسر زمین

به گوش می‌رسد

که نوید می‌دهد

ظهور موعودی را که

قرن‌ها و قرن‌ها

با چشمان نمناک و استخوان‌های شکسته

انتظارش را می‌کشیدیم

قامت برافراشته چون کوه

نستوه و استوار

تکیه بر دیوار کعبه

ایستاده و می‌گوید

«بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَّکُمْ»

قائم این‌گونه قیام می‌کند به قسط

و آتش می‌افکند

بر خرمن ستم

در ساعتی که زمان می‌ایستد

و سیاهکاران از هراس

از یاد می‌برند خندیدن را

آن روز، روز کتاب و میزان

آن روز، روز دادخواهی مظلومان است

آن روز ا‌ز نو گشوده می‌شود

صحیفه عدالت و اوست آن‌که می‌آید

تا حق را به وارثان زمین بسپارد

در فجری که پایان تیرگی‌هاست

آن‌گاه که چنگ زند

بر دل‌های دجالان اضطراب

چشم دوخته‌ایم

به پیشواز لحظه‌ی موعود

آه، ای طلوع مقدس

ای صبح صادق رهایی

ای حجت هماره‌ی عشق ظهور کن...

کامران شرفشاهی


برچسب‌ها: شعرمهدوی


ارسال توسط هم عهدان منتظر